مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاتم حسینی   
جمعه ، 19 تیر 1394 ، 06:27

به بهانه‌ی روز جهانی جمعیّتDr. Hatam Hosseini

دکتر حاتم حسینی

یازدهم جولای روز جهانی جمعیّت نامیده شده است؛ روزی که از سال 1989 وارد تقویم شد تا جهان، عواقب رشد بی‌رویّه‌ و نامتوازن جمعیّت را از یاد نبرد. در یازدهم جولای ۱۹۸۷ حجم جمعیّت جهان از مرز پنج میلیارد نفر گذشت. بر این اساس، این روز به نام روز جهانی جمعیّت نامگذاری شد. به بهانه‌ی این روز بر آن شدم تا برخی از دغدغه‌های ذهنی‌ام را در خصوص موضوع رشد جمعیّت، محیط زیست و منابع و نقش آن در گسترش بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به نگارش درآورم. شمار جمعیّت جهان در میانه‌ی سال 2014 معادل 7238000000 نفر گزارش شده است. کمی که به عقب‌تر برمی‌گردیم متوجّه می‌شویم که این شمار در 65 سال پیش (1950 میلادی) تنها 2500000000 نفر بوده است. در فاصله‌ی 50 سال 3/5 میلیارد نفر به جمعیّت جهان اضافه شد؛ به‌طوری‌که در سال 2000 حجم جمعیّت جهان به شش میلیارد نفر بالغ شد. این آمارها به روشنی سرعت و شتاب افزایش جمعیّت زمین را نشان می‌دهد. در سال 2000 پیش‌بینی شده بود که جمعیّت جهان بعد از گذشت نیم قرن دیگر به بیش از 9 میلیارد نفر در سال 2050 میلادی برسد. چهارده سال از آن زمان گذشته و 1238000000 نفر از این جمعیّت اضافه شده است. تردیدی نیست که با استمرار روندهای کنونی افزایش جمعیّت، کره‌ی زمین در 2050 میلادی بیش از 9600000000 نفر جمعیّت خواهد داشت. بر اساس گزارش اداره‌ی مدارک جمعیّت ایالات متّحده (PRB) در سال 2014 میلادی، روزانه 392714 نوزاد در جهان متولّد مي‌شوند که از میان آن‌ها سهم کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه به ترتیب 9/6 درصد و 90/4 درصد است. در مقابل ورود خیل عظیم نوزادان زنده به دنیا آمده به عرصه‌ی گیتی، هر روز در مقیاس جهانی 155505 نفر به دلائل گوناگون می‌میرند که از این شمار کشورهای درحال‌توسعه با کمی بیش از 78 درصد بیش‌ترین سهم تلفات را به خود اختصاص می‌دهند. به این ترتیب، روزانه در دنیا 237209 نفر به جمعیّت جهان افزوده می‌شود که بیش از 98 درصد آن‌ها در دنیای در حال‌توسعه دیده به جهان می‌گشایند. با یک محاسبه‌ی ساده مشخّص می‌شود که سالانه 86581000 نفر به جمعیّت کره‌ی زمین افزوده می‌شود.  به بیان دیگر، حدود هر یازده سال یک بار یک میلیارد نفر به جمعیّت جهان اضافه می‌شود. همان‌طور که گفته شد، کشورهای جهان سوّم تقریباً بارِ اصلی این افزایش جمعیّت را به دوش می‌کشند.

اين رشد سريع، به‌ويژه در جوامع در‌حال‌توسعه، انعكاس‌دهنده‌ي خبرهای خوبي براي جامعه‌ي جهاني است. افزايش شمار جمعیّت جهان در يك مدّت‌زمان كوتاه بيانگر آن است كه ميزان‌هاي مرگ‌ومير كودكان و اطفال به سطح پاييني تنزّل يافته است، اميد زندگي افزايش يافته و در مقايسه با هر زمان ديگري از تاريخ بشر، مردم به‌طور متوسّط تندرست‌تر و از شرايط تغذيه‌اي بهتري برخوردارند. با همه‌ی این‌ها، به موازات اين رشد سريع جمعیّتی، سرعت تغييرات در جامعه‌ي جهاني در ابعاد مختلف شدّت گرفته است. رشد و توسعه‌ي اقتصادي نابرابر، افزايش فقر و گرسنگي، تغييرات در ساختار سنّي جمعیّت، سالخوردگي جمعیّت (البتّه در بخش توسعه‌یافته‌ی جهان)، فرسايش‌هاي زيست‌ محيطي، افزايش ميزان آلودگي، استمرار در كاهش منابع، کم‌آبی و کمیابی آب، گرم‌شدن دماي كره‌ي زمين و افزايش سطح آب درياها و ... از جمله‌ي اين تغييرات است. در واقع، می‌توان گفت دنيا با وضع دشواري روبروست. بيش از هر زماني بحران آن را فرا گرفته است. صلح در معرض خطر قرار گرفته و نگراني و ترديد درباره‌ي بقاي بشر تشديد شده است. اگرچه بشر در سرتاسر تاريخ، بحران‌هاي گوناگوني چون قحطي، خشكسالي، اپيدمي‌ها، جنگ‌ها و هجوم و گريز‌ها را، كه گاهي وقت‌ها ميليون‌ها نفر را در كام مرگ‌ فرو مي‌برد تجربه كرده است، ولي بحران كنوني از چنان ابعاد و گستردگي‌اي برخوردار است كه كلّ بشريت را تهديد مي‌كند. به جرأت مي‌توان گفت روند كنوني تحوّلات جامعه‌‌ي جهاني رفته‌رفته آن را به سوي بن‌بست سوق مي‌دهد. در اكثر نقاط جهان، به‌ویژه در خاورمیانه، برخوردهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي شدّت گرفته است. وحشت بر همه جا حاکم شده است. به‌نظر مي‌رسد هرچه زمان مي‌گذرد اوضاع بدتر مي‌شود. در این میان، بشر تنها این را آموخته‌ است که روز به روز بیش‌تر به زور متوسّل شود. سئوال اين است: چرا بشر نمي‌تواند همبستگي جهاني را تجربه كند؟ عوامل زمينه‌ساز و مؤثّر بر بحران در جامعه‌ي جهاني كدام‌اند؟ چه عوامل، شرايط، و زمينه‌هايي سبب شده است تا انسان مدرن اين‌گونه سراسيمه زندگي را تجربه كند؟ به باور من، سه عامل سبب شده است تا امروزه بیش‌تر از هر زمان دیگری شاهد بحران در جامعه‌ی جهانی باشیم. شکل 1 چارچوب مفهومی نوشته‌ی حاضر را نشان می‌دهد.

Fig 1

1) انقلاب علمي و سلطه‌ي فن‌آوری

نقشه‌ي جهان به خوبي نشان مي‌دهد كه ثروت‌ها چگونه به شكلي نامتناسب توزيع شده است. برخي از كشورها منابع طبيعي در اختيار ندارند و برخي ديگر دارند. اين نابرابري در توزيع ثروت‌ها در سطح منطقه‌اي نيز ديده مي‌شود. مسأله‌ي ديگر چگونگي توزيع مواد غذايي است. آمارهاي منتشر‌شده از سوي منابع معتبر منطقه‌اي و بين‌المللي نشان می‌دهد كه در هيچ دوره‌اي از تاريخ بشر سرانه‌ي توليد مواد غذايي تا اين حد بالا نبوده است. بي‌ترديد، اين افزايش در ظرفيّت حمل زمين و افزايش قابليّت توليدي آن دستاورد پيشرفت‌هاي علمي و فن‌آوری است. امّا پیشرفت در فن‌آوری با تغییر در طرز فکر انسان‌ها همراه نبوده است. يكي از مسايل دنياي مدرن اين است كه علوم، صنايع، و فن‌آوري قرن بيست‌ويكمي هستند امّا طرز‌فكرها، حكومت‌ها، و روابط‌‌ بين‌الملل هنوز در مقولات قرن 18 و 19 گرفتار آمده‌اند. در نتیجه، می‌بینیم که با وجود افزایش ظرفیّت حمل زمین و قابلیّت تولید آن، انسان در هيچ زماني تا اين اندازه دچاركمبود مواد غذايي نبوده است. فقر بر جهان سايه افكنده و هنوز در ميان ما فقرا ديده مي‌شوند. اين وضعیّت علي‌رغم كنترل‌هاي جمعیّتي و اقدامات صورت‌گرفته در زمينه‌ي تنظيم خانواده و تعدیل رشد جمعیّت در مناطق مختلف جهان است. در واقع، بايد گفت كه ميان ظرفيّت اقتصادي و فن‌آوری و توانايي‌هاي سياسي و فرهنگي بشر نوعي شكاف به‌وجود آمده است. نهادهاي سياسي و فرهنگي جامعه در مقايسه با تحوّلات سرسام‌آور و حيرت‌انگيز فن‌آوری و علمي دچار واپس‌ماندگي شده‌اند. بي‌ترديد، تنها راه محدود‌كردن اين شكاف، ايجاد تحوّل در ذهنيّت بشر، تحوّل در ساختارها و چارچوب‌هاي ذهني، و در نگرش و شيوه‌ي برخورد او با جهان و با خودش است. بشر تنها زماني مي‌تواند به حيات خود ادامه دهد كه بتواند توسعه‌ي بحران‌زا را بفهمد و آن را در جهت مطلوب هدايت كند. اين تحوّل لازمه‌ي زندگي در دنياي مدرن است. عدم تغيير در طرز فكر آدميان و گسست و شكاف فكري در كنار تغييرات سريع فن‌آوری از ويژگي‌هاي انسان امروزي است. امروزه، فهم يكديگر براي انسان‌ها بسيار دشوار و افكار آنان بسيار انتقال‌ناپذير شده است.

دگرگوني و تحوّل در زمينه‌هاي علمي و فن‌آوری، به ‌ويژه فن‌آوری ارتباطي، به‌ گونه‌ي ديگري بر تناقض‌هاي زندگي در دنيا مدرن دامن زده است. پيشرفت‌هاي صورت‌گرفته در فن‌آوری ارتباطي كه روزگاري فقدان آن‌ها تهيدستان و مسايل و مشكلات آنان را از ديدگان جهانيان دور نگه مي‌داشت، اكنون آن‌ها را به ‌طور مستقيم در معرض ديد همگان قرار مي‌دهد. ديگر راهي براي چشم‌ برگرفتن وجود ندارد. فن‌آوری ارتباطي و پيشرفت‌هاي حيرت‌آور آن همواره زندگي فلاكت‌بار مردماني را بر همگان آشكار مي‌سازد كه روزگاري اسرارآميز مي‌نمود و اينك امري واقعي محسوب مي‌شود. تعارض و تضاد و در نتيجه بحران، از همين جا شروع مي‌شود. ساكنان جوامع درحال‌توسعه كه بخش قابل‌توجّهي از جمعیّت جهان را دربر مي‌گيرند اين نابرابري را برنمي‌تابند.

2) طوفان جمعیّت و مدیریّت نادرست آن

بحث از رشد لجام‌گسيخته و بي‌قاعده‌ي جمعیّت به‌عنوان يكي از عوامل بحران در عصر مدرن، نه از آن جهت است كه افزایش جمعیّت في‌نفسه عامل برهم‌زننده‌ي تعادل نظام اجتماعي است، بلكه بیش‌تر مقصود رشد بالاي جمعیّت و عدم تعادل و توازن آن با فرآيند رشد و توسعه‌ي اقتصادي و اجتماعي و تأثيرات ديگري است كه به‌طور‌ مستقيم و غيرمستقم بر سرنوشت بشر و كره‌ي خاكي مي‌گذارد. به باور بوتول ([1] (1370 رشد بالاي جمعیّت به دو صورت مي‌تواند صلح و امنيّت جهاني را در معرض تهديد قرار دهد. وجه نخست آن را بوتول تهاجم صلح‌آميز مي‌نامد يعني مهاجرت از ممالك با رشد بالاي جمعیّت به مناطق توسعه‌يافته با رشد پايين جمعیّت. او با استفاده از دو مفهوم اضافه جمعیّت رواني و خوداستعمارگري مي‌گويد عدم تعادل عظيم در سطوح زندگي مادّي جوامع توسعه‌يافته و درحال‌توسعه باعث مي‌شود تا نوعي روحيه‌ي خوداستعمارگري حاكم شود و آن عبارت است از تقليد از تمدّني خارجي و تحميل آن بر يك ملّت به وسيله‌ي رهبران خودش. به اعتقاد بوتول امروزه اين روحيه به ميان توده‌ها نيز سرايت كرده است. اكنون توده‌ها هستند كه در اين رويارويي بزرگ مي‌خواهند خود را تغيير دهند، زيرا آن‌ها هم مي‌خواهند جايي در نور داشته باشند و نمي‌خواهند بیش‌تر از اين حسرت زندگي مردمان مرفّه را بخورند. براي همين با تعجب به خود مي‌گويند مگر ما چه كم داريم؟

اين شوق بي‌صبرانه‌ی دگرگون‌كردن شرايط زندگي، كه در سايه‌ي پيشرفت‌هاي تكنولوژي ارتباطي شكل افراطي نيز به خود گرفته، به معني به‌دست‌آوردن جايي به مراتب فراخ‌تر، مصرف به مراتب بیش‌تر مواد غذايي، پوشاك، وسايل نقليه، ماشين‌آلات، برق، سوخت و ... است. در اين‌جا بوتول با استفاده از مفهوم اضافه جمعیّت رواني مي‌گويد: "وقتي در جمعیّت يك كشور آرزويي بسيار قوي براي برخورداري از سطح زندگي بالاتر وجود داشته باشد، اين آرزو به تنهايي معادل است با افزايشي كه به‌طور‌ ناگهاني در جمعیّت يك كشور حاصل مي‌شود". اين‌گونه تمايلات، حتّي در كشورهايي كه از يك نوع رفاه نسبي هم برخوردارند، از طريق افزايش توقّعات نوعي احساس جاتنگي به وجود مي‌آورد. مردم برخلاف گذشتگان خود كه سرنوشت خويش را محتوم و تغييرناپذير مي‌د‌انستند، اكنون در وضعيّتي قرار گرفته‌اند كه زندگي خود را با سبك زندگي مردمان جوامع توسعه‌يافته مقايسه مي‌كنند. آن‌ها ديگر گذشته خود را تحقيرآميز و وضعيّت موجود را نامطلوب مي‌‌دانند. شهروندان آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين تلاش خواهند كرد تا به سطحي از زندگي كه مردمان ممالك توسعه‌يافته تجربه مي‌كنند برسند. آن‌ها ديگر به سطح پايين زندگي خويش رضايت نمي‌دهند. در اين شرايط، رشد بالاي جمعیّت به مثابه يك ترمز پيشرفت عمل مي‌كند و به اين ترتيب موجبات تشديد بي‌ثباتي سياسي، ناامني و ويرانگري در سطح منطقه‌ای و بين‌المللي را فراهم مي‌سازد. برخورد هنگامي بالا مي‌گيرد كه جمعیّت‌هاي درحال‌رشد براي منابع غير قابل بازيافت يا قابل بازيافت با يكديگر رقابت مي‌كنند. نابرابري در توزيع منابعي چون آب، زمين و درآمد اين ارتباط را پيچيده‌تر مي‌كند. رقابت فشرده و برخورد، زمينه‌هاي اجتماعي‌اي كه همنوايي و هماهنگي در جامعه را موجب مي‌شود از ميان مي‌برد. برآيند تمام اين نارضايتي‌ها و توقّعات، پديد‌آمدن بي‌ثباتي خوف‌انگيز سياسي و اجتماعي است. در اين شرايط، رهبران سياسي به‌منظور انحراف توده‌ها از توجّه به مسائل واقعي، با اتّخاذ سياست‌هاي خارجي مهاجمانه، دشمنان مجعولي مي‌سازند تا به صورت آماج‌هايي براي خشم و نارضايتي توده‌ها درآيند. براي همين بخش زيادي از توانايي و قابليّت ناچيز اين كشورها صرف مخارج نظامي و سرمايه‌گذاري در تجهيزات غيرمولّد مي‌گردد. اصولاً جامعه‌اي كه خود را در معرض تهديد احساس مي‌كند، پیوسته تلاش خواهد نمود تا شمار اعضايش را افزايش دهد. وقتی شمار افراد جمعیّت افزايش يافت، اين بار خود در وضعيّت تهاجمي قرار مي‌گيرد. در نتيجه، همسايگان احساس تهديد مي‌كنند و همان راهي را مي‌روند كه آن‌ها رفته‌اند و اين دور تسلسل همچنان ادامه خواهد يافت.

3) دگرگوني روابط انسان با طبيعت

زمين يك سفينه‌ي فضايي با ظرفيّت و قدرت حمل محدود است. افزايش پیوسته‌ی حجم جمعیّت، به‌ویژه از نیمه‌ی قرت بیستم به بعد، از لطافت آن کاسته و آن را با بحراني جدّي روبرو ساخته است. محيط شامل منابع محدود است. محدوديت منابع و استفاده‌ي بيش از حد از آن لطمه‌هاي جبران‌ناپذيري به محيط وارد ساخته و خواهد ساخت. سرعت و دامنه‌ي تغييرات زيست‌محيطي، به ويژه در سال‌‌هاي اخير، به گونه‌اي است كه بیش‌تر ويرانگر جلوه مي‌كند. از سال‌هاي پس از جنگ دوّم جهاني، كره‌ي زمين حدود يك پنجم زمين‌هاي زراعي، يك پنجم جنگل‌هاي استوايي و هزاران گونه‌ي گياهي و حيواني را از دست داده است (كندي 1372). اين تغييرات در محيط زيست و منابع طبيعي، همان‌طور که گفته شد، با رشد سريع و بي‌رويّه‌ي جمعیّت، به ويژه در سال‌هاي پس از جنگ دوّم جهاني، همراه بوده است. بنابراين، سئوال اين است: آيا افزایش همزمان حجم و رشد جمعیّت و تخريب محيط زيست و منابع طبيعي به اين معناست كه جمعیّت بیش‌تر ترجمان تخريب و نقصان بیش‌تر در محيط زيست است؟ اگر چنين است، مكانيسم تأثيرگذاري و روابط ميان اين دو به چه شكل است؟ آيا رشد بالاي جمعیّت و از آن طريق تخريب محيط زيست و منابع طبيعي، در شكل‌گيري تنش‌ها و كشمكش‌هاي بين‌المللي در دنياي مدرن تأثيري خواهد داشت؟ اگر بلي، چگونه؟

رویکردهای مختلفی برای تبیین رابطه‌ی میان جمعیّت، منابع و محیط زیست وجود دارد (حسینی 1392: 259-240). اكولوژيست‌ها رابطه‌ي ميان جمعیّت، محيط زيست و منابع طبيعي را با به‌كارگيري مفهوم ظرفيّت حمل تبيين مي‌كنند. ظرفيّت حمل بيانگر شمار افرادي است كه مي‌توانند براي آينده‌ي قابل‌پيش‌بيني بدون از بين‌بردن محيط فيزيكي، اكولوژيكي، فرهنگي و اجتماعي حمايت شوند (سازمان ملل 2000). چنانچه شمار افرادي كه وابسته به اين حمايت‌هاي زيستي‌اند افزايش بيابد، نظام‌هاي زيستي به‌تدريج نابود خواهند شد. گسترش ظرفيّت حمل هزينه‌هاي گزافي به لحاظ اكولوژيكي داشته و خواهد داشت. استخراج مقدار زيادي سوخت‌هاي فسيلي و سنگ‌هاي معدني موجب نابودي محيط هم از طريق توليد و هم از طريق توليد ضايعات و پس‌مانده‌ها شده است. بعضي از اين پس‌مانده‌ها و مواد آلوده‌كننده خاصيّت تراكمي و انباشتي دارند و در طول زمان آثار زيست‌محيطي بدي برجاي مي‌گذارند. مثال بارز آن، گرماي گلخانه‌اي ناشي از مصرف سوخت‌هاي فسيلي است. در رویکرد سیستمی، رويكرد، رابطه‌ي انسان، محيط زيست و منابع يك رابطه‌ي متقابل و دو سويه و به بيان ديگر، نوعي كنش و بازخورد است، زيرا هم رشد جمعیّت‌هاي انساني روي محيط زيست تأثير مي‌گذارد و هم تغييرات در محيط زيست بر رفاه و بهزيستي انسان مؤثر واقع مي‌شود.

حجم جمعیّت در ارتباط مستقيم با محيط است، زيرا افراد انساني براي بقاء و دوام خود به منابع محيطي نياز دارند. علاوه بر اين، افراد انساني در آلودگي‌هاي محيطي نيز نقش دارند. رشد جمعیّت موجب افزايش تقاضا براي هوا، آب و خاك خواهد شد. از آن‌جا که عناصر مذكور منابع ضروري و موردنياز جمعیّت را تأمين مي‌كنند، افزایش تقاضا برای استفاده از این منابع موجب مي‌شود جمعیّت‌هاي انساني همچون ظرفي براي مواد آلوده‌كننده‌ي محيطي عمل کنند. مسائل زيست‌محيطي ناشي از افزایش رشد و حجم جمعیّت در قالب مصرف منابع به دو شكل تجلّي مي‌يابد: 1) هر فردي به غذا نياز دارد. توليد غذا مستلزم داشتن زمين براي كشاورزي و ساير اشكال توليد مواد غذايي است. هرچند در تمام تاريخ بشر زمين‌هاي قابل كشت فراوان بوده است ولي رشد تصاعدي جمعیّت‌هاي انساني آهنگ تغيير زمين‌هاي مورداستفاده را تسريع كرده است. 2) شكل دوّم ارتباط ميان حجم و رشد جمعیّت و استفاده از منابع، مربوط به مصرف آب است. آب كانون چرخه‌ي اكولوژيكي است كه در اين چرخه افراد انساني براي مصرف توليدات كشاورزي و انرژي به آب نياز پيدا مي‌كنند و از آن استفاده مي‌كنند. در مقياس جهاني، تقريباً هر بيست سال يك بار نياز به آب به دلايلي چون آبياري زمين‌هاي كشاورزي، توسعه‌ي صنايع، شهرنشيني، مصارف خانگي و نحوه‌ي زندگي مبتني بر مصرف حداكثر دو برابر مي‌شود. از سال 1950 تا سال‌هاي آغازين هزاره‌ي سوم مصرف جهاني آب سه برابر شده و موجودي سرانه‌ي آب طي يك دوره‌ي بيست و هفت ساله، 1970 تا 1997، به ميزان 40 درصد كاهش يافته كه علت اصلي آن افزايش جمعیّت بوده است (اماني 1378). طيّ يك دوره‌ي تقريباً صدساله، 1900 تا 1995، ميـزان مصـرف آب شش برابر، بيش از دو برابر نرخ رشد جمعیّت، افزايش يافته است. اين وضعيّت سبب شده است تا در سطح جهان يك ميليارد و دويست ميليون نفر به‌طور مستقيم به آب آشاميدني دسترسي نداشته باشند (اماني 1378). بنابراين، در دنيايي كه توسعه‌ي صنعتي و كشاورزي به آب وابسته است، تخصيص آب رودخانه‌ها ميان كشورها ممكن است به يك مسأله‌ي سياسي مستمر تبديل شود. براي همين برخوردهاي مسلّحانه بر سر استفاده از منابع آب مشترك ميان كشورهايي چون تركيه، عراق، سوريه، و اردن بر سر استفاده از آب دجله و فرات، مصر و سودان در مورد بهره‌برداري از رود نيل، الجزاير و ليبي و در نهايت كشورهاي منطقه‌ي بالكان، كه همه آن‌ها به آب رودخانه دانوب نياز دارند، غيرمحتمل به‌نظر نمي‌رسد.

نتيجه‌گيري

امروزه جامعه‌ي جهاني بيش از هر زمان ديگري بحران‌زده شده است. در عين حال، هيچ برنامه يا دستور كاري تهيّه نشده است تا کشورها با چالش‌هايي كه در مقیاس ملّی و منطقه‌ای و بین‌المللی با آن دست به گریبان‌اند و در آينده نيز با شدّت بیش‌تري با آن رو به رو خواهند شد مواجهه كنند. روند تحوّلات جمعیّت جهان و چشم‌انداز آينده‌ي آن و نيز نابرابري در افزايش جمعیّت در كنار تغييرات سريع در تكنولوژي و فن‌آوري و در نهايت دگرگوني روابط انسان با طبيعت و عدم تغيير در طرز فكر آدميان، تنش‌ها و كشمكش‌هايي را در جامعه‌ي جهاني به‌وجود آورده و خواهد آورد كه ضرورت اقدام عملي براي جلوگيري از تشديد بحران را ايجاب مي‌كند. جوامع توسعه‌يافته و درحال‌توسعه در شرايط بسيار متفاوتي از نظر اقتصادي، اجتماعي، سیاسی، فرهنگي و جمعیّتي بسر مي‌برند. بنابراين، بايداستراتژي‌هاي متفاوت و واقع‌بينانه‌اي براي همكاري‌هاي منطقه‌اي اتّخاذ شود. تنها محدود‌کردن شمار مطلق جمعیّت و يا رشد اقتصادي نمي‌تواند بازدارنده‌ي تغييرات وسيعي باشد كه در دنیا صورت خواهد گرفت. علاوه بر اين‌ها، سياست‌گذاري‌هاي سالم و اصولي و تنظيمات نهادي قوي براي جلوگيري و يا كاهش تخريب در محيط زيست و منابع طبيعي از طريق تغيير رويكرد بشر به جهان و انسان بسيار مهم است. استمرار رشد جمعیّت در سطح 1/2 درصدي كه در سال 2014 تجربه شد، در كنار تغييرات سريع در فن‌آوری توليد و در نتيجه دگرگوني روابط انسان با طبيعت عملاً باعث افزايش فشار بر محيط زيست و منابع طبيعي و در نتيجه افزايش كشمكش‌ها و نزاع‌هاي داخلي و بين‌المللي بر سر منابع قابل ‌بازيافت و غيرقابل بازيافت به منظور پاسخ‌گويي به تقاضاهاي جمعیّت رو به رشد خواهد شد. در شرايط كنوني، جامعه‌ي جهاني دو راه بیش‌تر پيش‌ رو ندارد: يا همين راهي را كه به نابودي و فاجعه مي‌انجامد ادامه دهد يا راه رشد هماهنگ و ارگانيك را در پيش بگيرد. راه سوّمي وجود ندارد. در جهاني كه بیش‌تر به يك ارگانيسم مي‌ماند تحقّق جهاني سرشار از صلح و آشتي جز در سايه‌ي فعّاليت هماهنگ و منظّم اجزاي جامعه‌ي جهاني ميسّر نخواهد بود. ديگر زمان آن كه هر كشوري تنها در انديشه‌ي خود باشد گذشته است و اين رويه با واقعيّت‌هاي اقتصادي و اجتماعي عصر ما سازگار نيست. بايد براي نظم جهاني تازه‌اي تلاش شود كه نه بر مبناي قدرت يا منافع تنگ‌نظرانه‌ي ملّي بلكه بر اساس عدالت و علاقه‌هاي مشترك استوار باشد.

منابع

اماني، مهدي (1378) جمعيت‌شناسي جهان ـ تهران : انتشارات سمت.

بوتول، گاستون (1370) اضافه جمعيت ـ ترجمه‌ي حسن پويان ـ تهران ـ انتشارات چاپ‌پخش.

حسینی، حاتم (1392) جمعیّت‌شناسی اقتصادی اجتماعی و تنظیم خانواده، چاپ پنجم، ویراست دوّم، همدان: انتشارات دانشگاه بوعلی سینا

كندي، پل (1372) درتدارك قرن بيست و يكم ـ ترجمه‌ي عبّاس مخبر ـ تهران ـ انتشارات طرح نو.

Population Reference Bureau (2014) World population Data Sheet, Demographic Data and Estimates for the Countries and Regions of the World

United Nations (2000) Population, Environment and Development, Department of Economic and Social Affaires, Population Division, New York

------------------

[1]. Bouthoul

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 2 شهریور 1394 ، 06:44
 

منوی اصلی سایت Main

صفحه‌­ی اصلی

موضوع

رویدادها

منابع

پیوندها

درباره­‌ی من

مترجم سایت Translate

خبرنامه News Letter

نام:

ایمیل:

کنفرانس‌ها Conference

Please wait while JT SlideShow is loading images...
Photo Title 1Photo Title 2Photo Title 3Photo Title 4Photo Title 5

آمار بازدیدکنندگان Visited

واژه‌نامه‎ی جمعیّت‌شناسی Online

English to Persian and Vice Versa, Click here

DemoPaedia, Click here

تازه‌های کتاب

روش‌های تحلیل جمعیّت‌شناختی: این کتاب توسّط سه تن از جمعیّت‌شناسان نامی علم جمعیّت‌شناسی یعنی فرحت یوسف، جو. ام. مارتین و دیوید ا. سوانسون در چهارده فصل به رشته‌ی تحریر درآمده و در سال 2014 توسّط انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شده است. دکتر حاتم حسینی و میلاد بگی کتاب را به زبان فارسی برگرداندند. ترجمه‌ی فارسی کتاب در 460 صفحه و شمارگان 1000 نسخه توسّط مرکز نشر دانشگاه بوعلی سینا در تابستان 1396 چاپ و منتشر شد. مطالب این کتاب به شیوه‌­ای سازمان یافته است که اجازه می‌دهد تا خوانندگان از یک سطح مقدّماتی به روش‎های پیشرفته‎تر تحلیل­‌های جمعیّت‎شناختی حرکت کنند. این رویکرد با در نظرگرفتن این نکته است که ممکن است کاربران ...

ادامه‌ی مطلب

نرم‌افزارهای جمعیّتی

MORTPAK for Windows (Version 4.3): The MORTPAK software packages for demographic measurement have had widespread use throughout research institutions in developing and developed countries since their introduction in 1988. Version 4.0 of MORTPAK included 17. Version 4.3 of MORTPAK enhanced many of the original applications and added 3 more to bring the total to 20 applications. The package incorporates techniques that take advantage of the United Nations model life tables and generalized stable population equations. The package has been constructed with worksheet-style, full screen data entry which takes advantage of the interactive ...

ادامه‌ی مطلب