مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاتم حسینی   
چهارشنبه ، 6 دی 1396 ، 19:08

چگونه یک جمعیّت پیر یا جوان می‌شود؟

نویسنده: انسلی جی. کول

مترجم: رضا تیموری ارشد*

گمان می‌کنم که می‌توان سن جمعیّت انسانی را از لحظه‌ای که اوّلین گونه‌ی انسان به وجود آمد و سن جمعیّت ملّی را از تاریخ تولّد کشور اندازه‌گیری کرد. سنّ (در این معنا) جمعیّت انسانی دست‌کم صد‌هزار و بیش از یک میلیون سال و سنّ جمعیّت ملّی از چندین هزار سال برای مصر یا چین تا یک سال یا بیش‌تر برای برخی از کشورهای در حال ظهور آفریقا متغیّر است. با این‌حال، در این فصل هنگامی‌که از سنّ یک جمعیّت صحبت می‌کنیم به سنّ اعضای آن اشاره داشته و دقیقاً می‌بایست از توزیع سنّی یک جمعیّت (شمار افراد در هر سن) به جای سنّ یک جمعیّت استفاده کنیم. تنها راهی که می‌توان یک سنّ یکساله منفرد برای یک گروه از افراد معیّن نمود، می‌تواند استفاده از نوعی میانگین باشد. پس، جمعیّت جوان جمعیّتی است که دارای نسبت بزرگی از جوانان و دارای یک میانگین سنّی پایین است، درحالی‌که یک جمعیّت پیر دارای یک میانگین سنّی بالا و نسبت بزرگی از افراد پیر است.

سنین جمعیّت‌های ملّی مختلف در جهان امروز بسیار متفاوت است و در بسیاری از کشور‌ها توزیع سنّی فعلی نسبت به گذشته بسیار متفاوت است. پیرترین جمعیّت‌ها در جهان در شمال غربی اروپا یافت می‌شوند. برای مثال، در فرانسه، انگلیس و سوئد، ۱۲ درصد از جمعیّت بیش‌تر از ۶۵ سال سن دارند و نیمی از جمعیّت در این کشور‌ها به ترتیب بالای ۳۳، ۳۶ و۳۷ سال دارند. جوان‌ترین جمعیّت‌ها در کشورهای توسعه‌نیافته (کشورهایی که تکنولوژی مدرن را در اقتصادهای خود وارد نکرده‌اند) یعنی جمعیّت آسیا، آفریقا و آمریکای‌لاتین یافت می‌شوند. نیمی از جمعیّت پاکستان زیر ۱۸ سال، در کنگو زیر ۲۰ سال، و در برزیل زیر ۱۹ سال است. نسبت بالای ۶۵ سال در برزیل کم‌تر از یک چهارم آن در فرانسه است. نسبت کودکان زیر ۱۵ سال در پاکستان دو برابر بزرگ‌تر از انگلستان است. به اندازه‌ی کافی تناقض‌آمیز است که ملّت‌های قدیمی (چین، هند و مصر) دارای جمعیّت خیلی جوان هستند. کشورهای بسیار صنعتی دارای جمعیّت‌های مسن‌تر از کشورهای توسعه‌نیافته و همچنین جمعیّت‌های مسن‌تر از پنجاه تا صد سال پیش هستند. از سال ۱۹۰۰ میلادی میانه‌ی سنّی در انگلستان از ۲۴ به ۳۶، در ایالات ‌متّحده از ۲۳ به ۳۰، در ژاپن از ۲۳ به ۲۶ و در روسیه از ۲۱ به ۲۷ سال افزایش یافته است. با این‌حال، در کشورهای توسعه‌نیافته توزیع‌های سنّی فقط کمی تغییر کرده‌اند و اگر مقداری تغییر داشته‌اند، کمی جوان‌تر شده‌اند. برای مثال، در تایوان میانه‌ی سنّی از سال ۱۹۱۵، از ۲۱ به ۱۸ کاهش یافته است. این تفاوت‌ها و این روند‌ها در توزیع سنّی جمعیّت چه اهمیّتی دارد؟ مهاجرت یکی از عوامل مهم است. آبگرم معروف دارای جمعیّتی مسن‌تر است زیرا افراد سالخورده برای درمان به آنجا می‌روند و شهرهای دانشگاهی مانند پرینستون جمعیّتی جوان دارند زیرا جوانان به آنجا می‌روند. امّا توزیع سنّی اکثریت جمعیّت‌های ملّی به شدّت تحت تأثیر مهاجرت قرار نمی‌گیرد، به‌ویژه، امروزه زمانی‌که تقریباً در همه‌جا مهاجرت بین‌المللی محدود شده است.

این‌که آیا جمعیّت ملّی جوان یا پیر است به‌طور عمده توسّط شمار کودکانی که زنان به دنیا می‌آورند تعیین می‌شود. وقتی زنان شمار زیادی بچّه به دنیا می‌آورند، جمعیّت جوان است؛ هنگامی که آن‌ها شمار کمی بچّه به ‌دنیا می‌آورند جمعیّت پیر است. تأثیر باروری زمانی در توزیع سنّی واضح‌تر است که یک جمعیّت به‌طور مداوم با باروری بالا با یک جمعیّت به‌طور مداوم با باروری پایین مقایسه می‌شود. جمعیّت با باروری بالا نسبت بزرگ‌تری از کودکان وابسته به والدین بزرگسال به‌عنوان پیامد منطقی شمار بیش‌تر موالید دارد. علاوه بر این، به دلیل باروری بالا در یک نسل پیش، والدین امروز نسبت به والدین‌شان نسبتاً بیش‌تر هستند و بنابراین، نسبت افراد سالخورده کوچک است. بر عکس، جمعیّتی که در دوره‌ی طولانی با باروری پایین زندگی می‌کنند، شمار کمی از کودکان نسبت به والدین فعلی خود دارد که به نوبه‌ی خود نسبت به والدین‌شان چندان زیاد نیست. باروری بالای طولانی نسبت بزرگی از کودکان و نسبت کوچکی از سالخوردگان را به وجود می‌آورد. جمعیّتی با یک میانگین سنّی پایین (‌در سوی دیگر باروری پایین طولانی‌مدّت یک نسبت کوچک از کودکان و یک نسبت بزرگ از سالخوردگان) یک میانگین سنّی بالا  را ایجاد می‌کند. این شمار کوچک کودکان متولّد شده‌ی هر زن است که میانه‌ی سنّی بالای حال حاضر در کشورهای توسعه‌یافته‌ی اروپای‌غربی و نرخ بالای تولّد درکشورهای توسعه‌نیافته که برای آن‌ها جمعیّت‌های جوان ایجاد کرده است را توضیح می‌دهد. افزایش میانگین سنّی و تورم نسبت افراد سالخورده در کشورهای صنعتی محصول تاریخی سقوط نرخ موالید است که همه‌ی این کشورها تجربه کرده‌اند.

اکثر ما احتمالاً حدس می‌زنیم که جمعیّت‌ها به علّت کاهش نرخ مرگ‌و‌میر مسن‌تر شده‌اند و از این‌رو مردم به‌طور متوسّط طول عمر بیش‌تری دارند. نقش مرگ‌و‌میر در تعیین توزیع سنّی جمعیّت چیست؟ پاسخ شگفت‌آور است. تأثیر مرگ‌و‌میر بر توزیع سنّی خیلی کم‌تر از باروری است و در جهت مخالف آنچه بیش‌تر ما فکر می‌کنیم. طول عمر توسّط کاهش نرخ مرگ‌ومیر اثر انحرافی بر ایجاد جمعیّت تا حدودی جوان‌تر دارد. تأثیر کاهش میزان مرگ‌ومیر در ایالات ‌متّحده را در نظر بگیرید. اگرچه میانگین طول عُمر از حدود ۴۵ سال تحت شرایط مرگ‌و‌میر ۱۹۰۰ به حدود ۷۰ سال در امروز افزایش یافته است، [امّا] چنانچه ریسک مرگ غالب در سال ۱۹۰۰ بدون تغییر ادامه داشته و متغیّرهای دیگر (میزان مهاجرت و میزان کودکان متولّد شده‌ی هر زن) پس از آن دوره در واقعیّت ادامه یابد، میانگین سنّی در جمعیّت امروز بیش‌تر از آنچه هست خواهد ‌بود: نسبت کودکان کم‌تر خواهد‌ بود و نسبت افراد بالای ۶۵ سال بزرگ‌تر از آنچه هست خواهد بود. به بیان دیگر، کاهش نرخ مرگ‌و‌میر یک جمعیّت آمریکایی جوان را تولید کرده است. این گفته‌ها به نظر می‌رسد کم‌تر معتبر باشند.

آیا کاهش میزان مرگ‌و‌میر میانگین سنّ مرگ را افزایش می‌دهد؟ آیا افراد سالخورده‌ی بیش‌تری در نتیجه‌ی مرگ‌و‌میر کم‌تر نسبت به مرگ‌و‌میر سابق وجود ندارد؟ چگونه می‌توان گفت که کاهش میزان مرگ‌و‌میر جمعیّت را جوان‌تر می‌کند؟ درست است که با کاهش مرگ‌و‌میر، میانگین سنّی که مردم می‌میرند افزایش می‌یابد، امّا میانگین سنّ افراد به‌طور متوسّط سنّ افراد زنده است نه متوسّط سنّ آن‌ها در هنگام مرگ. درست است که همه‌ی ما بلافاصله متوجّه می‌شویم که با کاهش میزان مرگ‌و‌میر شمار افراد سالخورده در جمعیّت افزایش می‌یابد. آنچه که ما به آسانی نمی‌فهمیم این است که وقتی مرگ‌ومیر کاهش می‌یابد شمار جوانان نیز افزایش می‌یابد. مردم بیش‌تر از زمان تولّد تا سنین ۱، ۱۰، ۲۰ و ۴۰ سالگی زنده می‌مانند، همچنین تا سنّ پیری زندگی می‌کنند. از آن‌جا که افراد بیش‌تری برای والدین‌شان زنده می‌مانند موالید بیش‌تری اتّفاق می‌افتد.

به دلیل کاهش مرگ‌و‌میر که زندگی انسان را طولانی‌تر می‌کند، جمعیّت جوان‌تر می‌شود. پیشرفت‌های معمول در سلامت و پزشکی است که بیش‌ترین افزایش بازماندگی را در میان جوانان نسبت به سالمندان ایجاد  می‌کند. نوعی کاهش مرگ‌و‌میر وجود دارد که در توزیع سنّی جمعیّت تأثیری نخواهد گذاشت و منجر به یکسان بودن جمعیّت در هر سنّی خواهد شد؛ چرا که مرگ‌و‌میر تغییری نکرده است. این شکل خاص از کاهش مرگ‌و‌میر است که باعث افزایش احتمال زنده ماندن یک سال با مقدار معیّنی می‌شود، برای مثال یک دهم درصد در هر سن. نتیجه‌ی یک دهم درصد بیش‌تر افراد در سنّ ۱، ۵، ۱۰، ۶۰ و ۸۰ ( در هر سن ) خواهد بود، زیرا میزان مرگ‌و‌میر ناشی از آن بوده است. از آنجا که والدین یک دهم درصد بیش‌تر خواهند‌ بود، موالید نیز یک دهم درصد بیش‌تر خواهد بود. بنابراین، جمعیّت سالانه یک دهم درصد بزرگ‌تر از آن است که در غیر این‌صورت خواهد بود، امّا نسبت کودکان، بزرگسالان جوان، میانسال و سالخورده در اینجا تغییر نخواهد کرد. یک دهم درصد بیش‌تر از هر از یک آن‌ها وجود خواهد داشت.

کاهش میزان مرگ‌و‌میر اینگونه منحصر به فرد که بر سنّ افراد تأثیر نمی‌گذارد، در تجربه‌ی واقعی انسان یافت‌ نمی‌شود. با اینحال، مشاهده‌ی افراد در هر سنّی برای سهم آن‌ها در برخی از افزایش احتمال بقا وجود داشته است و اثر کاهش میزان مرگ‌ومیر در توزیع سنّی در نتیجه کوچک و بسیار کوچک‌تر از اثر کاهش نرخ تولّد در کشور‌هایی است که هر دو باروری و مرگ‌و‌میر به‌طور قابل توجّهی تغییر کرده است.

به‌طور متوسّط طول عمر از سطوح پایین تا ۶۵ یا ۷۰ سال افزایش یافته است. پیشرفت‌های چشم‌گیر در بقاء همیشه در دوران کودکی و نوزادی اثر داشته است، به همین دلیل است که کاهش مرگ‌و‌میر باعث ایجاد جمعیّت جوان‌تر شده است، هر چند این اثر معمولاً توسّط نیروی بسیار قوی‌تر کاهش میزان موالید، که در همان زمان رُخ داده کاهش یافته است. بنابراین، جمعیّت ایالات‌ متّحده در حقیقت به دلیل نزول باروری از سال ۱۹۰۰ پیرتر شده است؛ امّا کاهش مرگ‌و‌میر (با تمایل خود به تولید جمعیّت جوان‌تر) مانع از آن شده است که تبدیل به یک جمعیّت پیرتر شود. تأثیر جمعیّت جوان‌تر بر کاهش مرگ‌و‌میر ویژگی اجتناب‌ناپذیر افزایش طول عمر نیست. کشور‌هایی که به‌طور متوسّط طول عمر بیش‌تری دارند، در حال حاضر در مورد امکان افزایش طول عمر به‌گونه‌ای است که باعث می‌شود یک جمعیّت جوان‌تر به وجود بیاید. امروزه در سوئد ۹۵ درصد از زمان تولّد تا ۳۰ سالگی در مقایسه با ۶۷ درصد در سال ۱۸۷۰ میلادی زنده می‌مانند. در بهترین حالت زنده ماندن تا سنّ ۳۰ سالگی در سوئد می‌تواند به ۱۰۰ درصد نزدیک شود. اگر پیشرفت‌های بیش‌تری در احتمال زندگی طولانی در سوئد وجود داشته ‌باشد، باید در سنین بالاتر رُخ دهندکه این امر جمعیّت را پیرتر خواهد کرد. هر فرد با گذشت زمان به‌صورت مداوم پیرتر می شود. اینکه او چقدر پیر می‌شود به این بستگی دارد که چه مدّت از مرگ اجتناب می‌کند. رئیس جمهور آمریکا دی. آیزنهاور، پس از باز‌نشتگی اظهار داشت که خوشحال است که پیر شود، زیرا در سنّ او اگر پیر نبود مرده بود. از سوی دیگر، جمعیّت‌ها می‌توانند پیرتر یا جوان‌تر شوند. آنها در درجه‌ی ‌اوّل به دلیل کاهش باروری پیرتر و در نتیجه‌ی افزایش باروری جوان‌تر می‌شوند.

کشورهای بیش‌تر توسعه‌یافته، همه از کاهش ۵۰ درصدی باروری نسبت به قبل از صنعتی‌شدن رنج می‌برند و همه‌ی آن‌ها از جمعیّت‌های سالخورده‌ای که دارند بهره می‌برند. برای مثال، در فرانسه و ایالات ‌متّحده شمار کودکان برای هر‌ زن برای بیش از یک قرن کاهش یافته است و تا قبل از جنگ جهانی دوّم به حدّاقل رسید. در هر کشوری در طول این دوره جمعیّت به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافت. در حقیقت، سالخوردگی جمعیّت تا مدّت زمانی بعد از اینکه باروری به حدّاقل رسید ادامه می‌یابد. بین سال‌های ۱۸۰۰ و ۱۹۵۰، میانه‌ی سنّی جمعیّت فرانسه از ۲۵ به ۳۵ سال افزایش یافت و در ایالات‌ متّحده در همان فاصله‌ی زمانی میانه‌ی سنّی از ۱۶ به ۳۰ سال افزایش یافت. در هر دو کشور طیّ ۲۵ سال گذشته بهبود قابل‌ملاحظه‌ای در باروری نسبت به مقدار پایینی که در ۱۹۳۰ داشته‌اند به دست آمده است. این افزایش باروری اوّلین کاهش در میانه‌ی سنّی  را که در آمار هر دو کشور ثبت شده ایجاد کرده است. بین سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میانه‌ی سنّی در فرانسه از ۳۵ به ۳۳ و در ایالات متّحده از 30/2 به 6/29 سال کاهش یافت. این تغییر در روند نسبت جمعیّت سالخورده در ایالات متّحده با تغییر قابل‌ملاحظه‌ای در نسبت کودکان همراه بوده است. کاهش طولانی‌مدّت باروری در ایالات متّحده به این معنی است که نسبت کودکان به بزرگسالان به‌طور ثابت از حدود 0/85 کودک (زیر ۱۵ سال ) به هر بزرگسال (بالای ۱۵ سال) در سال ۱۸۰۰ به 0/33 کودک به هر بزرگسال در سال ۱۹۴۰ کاهش یافته است. تا سال ۱۹۶۰ این نسبت به 0/45 کودک به هر بزرگسال افزایش یافت. در واقع، افزایش شمار کودکان بین سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ (بیش از ۱۵ میلیون) بیش‌تر از کاهش بین سال‌های ۱۹۰۰ و ۱۹۵۰ بود.

این برگشت ناگهانی از روندی به سمت یک جمعیّت پیر در ایالات متّحده با یک تغییر قابل‌ملاحظه‌ای در رابطه با نسبت فرزندان همراه بوده است. اقتصاد آمریکا بسیار سودآور است و می‌تواند این بار را تحمّل کند، امّا این بدون دردسر نیست. افزایش شدید شمار کودکان در دهه‌ی گذشته، ساخت بسیاری از مدارس جدید و آموزش بسیاری از آموزگاران را به همراه داشته است. در برخی جوامع که دوراندیشی، تمایل به پرداخت مالیات افزایش یافته یا منابع ناکافی بود، مدارس بیش از حد پُر شده و از کیفیّت آموزشی رنج می‌برند. کشورهایی که صنعتی‌شدن فزاینده‌ای را تجربه نکرده‌اند، تغییرات عمده‌ای در باروری مشاهده نکرده و هیچ روند کاهش و بهبودی همچون فرانسه و ایالات متّحده رُخ نداده است. در مقابل، آن‌ها یک کاهش موالید پیوسته را تجربه کرده‌اند. در نتیجه، تغییرات کمی در ساخت سنّی مناطق توسعه‌نیافته رُخ داده است. ۴۰ درصد یا بیش‌تر در سنین زیر ۱۵ سال هستند، فقط ۲ تا ۴ درصد بالای ۶۵ سال سن دارند و میانه‌ی سنّی آنها ۲۰ سال یا کم‌تر است. توزیع های سنّی کشور‌های صنعتی از یک‌سو و کشورهای ما‌قبل صنعتی به‌طرز شگفت‌انگیزی با آنچه هرکشور به نظر می‌رسد به آن مجهّز است ناسازگار است. همانطور که پیش‌تر گفتم تضاد در سنّ جمعیّت قابل توجّه است. در پاکستان یا مکزیک تقریباً یک نفر از هر دو نفر ممکن است کودک باشد و فقط دو یا سه از صد نفر بالای ۶۵ سال باشد، درحالی‌که در انگلستان تنها یک چهارم کودک و حدود یک هشتم سالخورده خواهد بود. در کشورهای صنعتی، که در آن نسبت سالمندان بسیار بزرگ است، اهمیّت خانواده نسبت به محیط ماقبل مدرن شهری کاهش یافته و در نتیجه نقش پدرسالار قدیمی یا مادریار محترم تقریباً ناپدید شده است. کشورهای ثروتمند صنعتی به آسانی می‌توانند از بخش مهمّی از افراد سالخورده حمایت کنند، امّا در واقع همواره به اندازه‌ی کافی انجام نداده‌اند. سالخوردگی جمعیّت آن‌ها با تضعیف یا ناپدید‌شدن ادعاهای سنّتی پیرامون فرزندان‌شان برای حمایت از افراد و شاید ضعف و سُستی آن و از سوی دیگر تضعیف یا نادیده‌گرفتن موقعیّت شناخته شده و پذیرفته شده برای حمایت از افراد سالخورده در خانواده همراه بوده است. از سوی دیگر، در کشورهای توسعه‌نیافته شمار نسبتاً کمی از افراد سالخورده دارای احترام سنّتی و مجبور به ارائه‌ی هرگونه حمایت اقتصادی از خانواده‌های‌شان هستند و از بنابراین افراد سالخورده کم‌تر از محرومیّت اقتصادی و اجتماعی خاص برخوردارند. به دلیل توزیع سنّی بسیار جوان، بزرگسالان در کشورهای فقیر توسعه‌نیافته باید از جمعیّت بیش از اندازه‌ی کودکان وابسته حمایت کنند (دو برابر بزرگ‌تر از بار وابستگی به هر نفر بزرگسال در سنین کار ۱۵ تا ۶۵ سال در کشورهای توسعه‌یافته). نسبت عظیمی ازکودکان وقتی در آمد بسیار پایین است، برای ارائه‌ی پناهگاه، تغذیه‌ی مناسب و آموزش برای جوانان به‌طور فوق‌العاده‌ای دشوار است. علاوه بر این، کشورهای ماقبل صنعتی می‌توانند به دلیل کاهش چشم‌گیر میزان مرگ‌و‌میر انتظار کاهش وابستگی را نداشته باشند، چرا که مرگ‌ومیر که کاهش بیابد، جمعیّت جوان‌تر و به بار اضافی کودکان وابسته افزوده می‌‌شود.

به‌طور خلاصه، کشورهای صنعتی که توانایی پرداختن به بار زیاد وابستگی کودک را دارند تنها نیمی از [جمعیّت] کودکان را نسبت به مناطق توسعه‌نیافته دارند و از آنجا نهادهایی که نقش معناداری در سالمندی دارند رها شده‌اند، نسبت افراد سالخورده چهار برابرکشورهای ماقبل صنعتی است. آخرین مورد در این بررسی مختصر پیری جمعیّت، روند گذشته در توزیع سن از منشأ انسان تا حال حاضر است و اینکه چه آینده‌ای ممکن است روند توسعه های جایگزین را گسترش دهد. جمعیّت انسانی به‌طور کلّی همیشه جوان بوده است و اکنون نیز که جمعیّت شامل دست‌کم ۴۰ درصد کودکان است و به دلیل میزان موالید که به‌طور کلّی ۴۰ در ۱۰۰۰ یا بالاتر است میانه‌ی سنّی آن ها بیش از ۲۰ سال نیست  جوان است. تقریباً مطمئن هستیم که شاید دویست سال پیش همه‌ی جمعیّت‌های ملّی و منطقه‌ای نیز جوان و دارای ویژگی‌های سنّی مشابه جمعیّت‌های جوان بوده‌اند. حتّی اگر هیچ اسناد قابل اعتمادی از توزیع سنّی جهان یا میزان موالید و یا حتّی سوابق بسیاری از جمعیّت ملّی، برای بیش‌تر تاریخ انسان وجود نداشته باشد این اظهارات را می‌توان با اطمینان انجام داد. ما می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که جمعیّت جهان همیشه جوان بوده است؛ زیرا تا دو قرن گذشته هیچ جمعیّتی قادر به رسیدن به میزان مرگ‌و‌میر کم در هر دوره‌ی پایدار نبوده و هرکدام از جمعیّت‌ها با میزان موالید کم منقرض شده‌اند.

به‌طور کلّی، برای یک جمعیّت ممکن نیست در طول دوره‌ی طولانی میزان باروری قابل‌توجّهی پایین‌تر از میزان مرگ‌و‌میر خود داشته باشد. همان‌طور که در مثال زیر نشان داده شده است. جمعیّت جهان از حدود یک چهارم میلیارد در زمان جولیوس سزار با حدود ۱۲ برابر افزایش به ۳ میلیارد در دهه‌ی ۱۹۶۰ رسیده است. امّا میانگین سالانه‌ی میزان افزایش در حدود (۱ در ۱۰۰۰ در سال) بسیار کم است. اگر میزان مرگ‌و‌میر در جهان به ترتیب ۴۰ در هر هزار نفر بوده باشد (تخمین معقول)  مرگ‌ومیر جهان به ضرورت منطقی به‌طور میانگین ۳۹ در هزار است. میزان موالید در جهان تنها ۲ واحد پایین‌تر است (۳۸ به جای ۴۰ در ۱۰۰۰). یک در هزار در سال کاهش یافته است و جمعیّت فعلی فقط یک دوازدهم به جای ۱۲ برابر زمان سزار خواهد بود. میزان موالید ۳۵ ساله در انگلستان یا ایالات متّحده در ۱۸۸۰ از ۲۵۰ میلیون در ۲۰۰۰  سال پیش به کم‌تر از ۱۰۰۰۰۰ در زمان حاضر، کاهش می یابد. کشورهای صنعتی توانسته‌اند میزان موالید خود را بدون نیاز به کاهش جمعیّت، به‌طور چشم‌گیری کاهش دهند، زیرا آن‌ها ابتدا میزان مرگ‌و‌میر خود را کاهش دادند. در اواخر قرن هیجدهم، بعضی از کشورها اقدامات  اوّلیه‌ای را در بهبود شرایط زندگی و بهداشتی که تا امروز ادامه دارد انجام دادند و در نیمه‌ی دوّم قرن نوزدهم توسعه‌ی قابل توجّهی در پزشکی مدرن و بهداشت عمومی آغاز شد که تا حدّ زیادی طول عمر در کشورهای صنعتی پیشرفته را افزایش داد.

در چند دهه‌ی گذشته، تکنیک‌های مدرن پزشکی و رو‌ش‌های بهداشت عمومی به کشورهای توسعه‌نیافته وارد شده است که باعث کاهش شدید مرگ‌و‌میر ناشی از آن شده و از آن‌جایی که میزان موالید تغییری نداشته، رشد جمعیّت جهان به‌طرز چشم‌گیری افزایش یافته است به‌طوری‌که در حال حاضر ۲ درصد در سال است. همان‌طور که برای یک جمعیّت ممکن نیست برای مدت طولانی میزان باروری را خیلی پایین‌تر از میزان مرگ حفظ کند چرا که آن جمعیّت از بین می رود، حفظ میزان باروری بالاتر از میزان مرگ نیز برای مدت طولانی ممکن نیست، زیرا پس از آن جمعیّت به اندازه فیزیکی غیرممکن رشد می کند. به طور مثال اگر میزان فعلی رشد ۲ درصد از زمان سزار تا زمان حال وجود می داشت، جمعیّت جهان به جای ۱۲ برابر به ۱۳۵ میلیارد نفر افزایش می یافت و بیش از ۳۰۰۰۰ برابر جمعیّت فعلی جهان در هر مایل مربع از مساحت زمین، بر روی زمین می‌بود. با شروع ۳ میلیارد نفر امروز، تنها ۶۵۰ سال برای افزایش ۲ درصدی تولید برای یک نفر در هر فوت مربع و دو برابر آن طول می کشد مجموعی را تولید کند که بیش از ظرفیت زمین باشد.

به‌طور خلاصه، ترکیب فعلی میزان موالید بالا در سطح جهان و میزان مرگ‌و‌میر مدرن و به سرعت در حال کاهش می‌تواند موقّتی باشد. تنها ترکیب‌هایی که می‌تواند در طولانی‌مدّت ادامه یابند، میزان موالید و مرگ‌و‌میر با همان میزان متوسّط است. اگر انسان تصمیم به ادامه‌ی میزان بالای موالید داشته باشد، همیشه دارای جمعیّت بیش‌تری است. در بلند‌مدّت می‌تواند تنها با بازگشت به میزان مرگ‌و‌میر بالا و متوسّط طول عُمر کوتاه که همیشه داشته است جوان باقی بماند. افزایش هندسی پایدار غیرممکن است. از سوی دیگر، اگر بشریّت بتواند از جنگ هسته‌ای جلوگیری کند و میوه‌های تکنولوژی مدرن، از جمله عُمر طولانی را به تمام نقاط جهان به ارمغان ببرد، جمعیّت انسانی تبدیل به یک جمعیّت پیر می‌شود زیرا تنها میزان موالید پایین در درازمدّت با مرگ‌و‌میر پایین سازگار است و میزان موالید کم یک جمعیّت پیر را به وجود می‌آورد. در حقیقت، اگر امید زندگی در بدو تولّد ۷۰ سال جهانی شود، میانگین شمار فرزندان متولّد شده از هر زن باید از حدود دو تا پنج یا بیش‌تر در مناطق توسعه نیافته، کمی بیش‌تر از ۳ در ایالات متّحده و 2/5 در اروپا، کاهش یابد. چنین اُفتی در باروری، جهان را به‌عنوان یک جمعیّت سالخورده به ارمغان خواهد آورد، چرا که هر کشوری فقط حدود ۲۱ درصد زیر ۱۵ سال، دست‌کم ۱۵ درصد بالای ۶۵ سال خواهد داشت و بسیاری از افراد بالای ۳۶ سال هستند. جمعیّت جهان از نظر سلامتی یک چشم انداز نسبتاً افسرده است. چنین جمعیّتی احتمالاً، محتاط، محافظه‌کار و سرشار از توجّه به گذشته است. جمعیّت جوان، نیرومند و پُرانرژی جذّاب‌تر به نظر می‌رسد، امّا در درازمدّت جهان می‌تواند با تحمّل مرگ زودرس خود را جوان نگه دارد. پس از آن ما در نهایت می‌بینیم که هر چند میزان زادوولد تعیین می‌کند که یک جمعیّت چقدر پیر است، میزان مرگ‌و‌میر تعیین می‌کند که میزان زادوولد در طولانی‌مدّت باید چقدر باشد.

----------------------------------------

Source: Coal, Ansley J "How a Population Ages or Grows Younger?" in: Population and Society; Essential Readings, Edited by Frank Trovato, Second Edition, Oxford University Press, 2011, PP. 98-103.

* دانشجوی کارشناسی ارشد جمعیّت‌شناسی، دانشگاه بوعلی سینا

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 14 دی 1396 ، 05:06
 

منوی اصلی سایت Main

صفحه‌­ی اصلی

موضوع

رویدادها

منابع

پیوندها

درباره­‌ی من

مترجم سایت Translate

خبرنامه News Letter

نام:

ایمیل:

کنفرانس‌ها Conference

Please wait while JT SlideShow is loading images...
Photo Title 1Photo Title 2Photo Title 3Photo Title 4Photo Title 5

آمار بازدیدکنندگان Visited

واژه‌نامه‎ی جمعیّت‌شناسی Online

English to Persian and Vice Versa, Click here

DemoPaedia, Click here

تازه‌های کتاب

روش‌های تحلیل جمعیّت‌شناختی: این کتاب توسّط سه تن از جمعیّت‌شناسان نامی علم جمعیّت‌شناسی یعنی فرحت یوسف، جو. ام. مارتین و دیوید ا. سوانسون در چهارده فصل به رشته‌ی تحریر درآمده و در سال 2014 توسّط انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شده است. دکتر حاتم حسینی و میلاد بگی کتاب را به زبان فارسی برگرداندند. ترجمه‌ی فارسی کتاب در 460 صفحه و شمارگان 1000 نسخه توسّط مرکز نشر دانشگاه بوعلی سینا در تابستان 1396 چاپ و منتشر شد. مطالب این کتاب به شیوه‌­ای سازمان یافته است که اجازه می‌دهد تا خوانندگان از یک سطح مقدّماتی به روش‎های پیشرفته‎تر تحلیل­‌های جمعیّت‎شناختی حرکت کنند. این رویکرد با در نظرگرفتن این نکته است که ممکن است کاربران ...

ادامه‌ی مطلب

نرم‌افزارهای جمعیّتی

MORTPAK for Windows (Version 4.3): The MORTPAK software packages for demographic measurement have had widespread use throughout research institutions in developing and developed countries since their introduction in 1988. Version 4.0 of MORTPAK included 17. Version 4.3 of MORTPAK enhanced many of the original applications and added 3 more to bring the total to 20 applications. The package incorporates techniques that take advantage of the United Nations model life tables and generalized stable population equations. The package has been constructed with worksheet-style, full screen data entry which takes advantage of the interactive ...

ادامه‌ی مطلب