مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاتم حسینی   
سه شنبه ، 12 بهمن 1395 ، 05:53

بهبود زندگي جوانان امروز راه مدیریّت سالخوردگي جمعيّتDr. Abbasi-Shavazi

در گفت‌وگو با دکتر محمّدجلال عبّآسی شوازی

ویژه‌نامه اقتصادی شرق–   بايد زاويه ديد را تغيير داد. فضاي رسانه‌اي شكل گرفته با تاكيد مداوم بر فرزندآوري بيشتر براي مقابله با سالخوردگي جمعیّت تنها يك نگاه تك بعدي و ورود به بحث از زاويه اشتباه است. عباسی شوازی، رئیس مؤسّسه‌ی مطالعات جمعیّتی کشور و نایب رئیس انجمن جمعیّت شناسی ایران پرسش كليدي را این چنین مطرح می‌کند:  آيا با فرزندآوري زياد مي‌توان جلوي سالخورده شدن جمعیّت را در سال‌هاي آتي گرفت؟ رئیس مؤسّسه‌ی مطالعات جمعیّتی کشور پاسخش به اين پرسش منفي است. جلوگيري از سالخوردگي يعني ايجاد شرايطي مناسب براي جوان امروز تا در سالخوردگي زندگي سالم‌تري داشته باشد و دير از كارافتاده شود. بحث سالخوردگي با ارايه خدمات مناسب با سالمندان گره خورده است. حمل و نقل عمومي مناسب حال سالمند، خدمات بهداشتي مطلوب براي او و ابزار و خدمات مناسب شهري براي ايجاد زندگي بهتر براي سالخوردگان، سياست‌هاي بارز در اين حوزه است. پس فرزندآوري مقوله‌اي متفاوت و مجزا از سالخوردگي است كه البته در دسته‌بندي سياست‌هاي جمعیّتي در جاي خود قابل ره‌گيري است.

با توجه به کاهش شدید باروری در دهه‌های اخیر و نیز ساختار فعلی جمعیّت که بیش‌تر آن‌ها جوان هستند، در آینده نیز جمعیّتی که در معرض سالخوردگی قرار می‌گیرند سرعت بالايی خواهد داشت. با این‌حال باید توجه داشت که افرادی که در آینده به سن 60 سالگی می‌رسند، با افرادی که در دهه‌های گذشته به این سنین می‌رسیدند، وضعیت متفاوتی خواهند داشت. محمدجلال عباسی‌شوازی مي‌گويد: در گذشته سالخورده به كسي گفته مي‌شد كه به سن 60 سالگي مي‌رسيد. در آن زمان، افراد تحصیلات پايین‌تری داشتند. عمدتا به کارهای یدی و فیزیکی می‌پرداختند، و بنابراین قدرت فیزیکی آنان در سنین 60 سالگی ضعیف می‌شد و مهمتر از آن، این شاخص بر مبنای سطح اميد زندگي آن‌زمان که به مراتب پايین‌تر از سطح امروزی بود تعریف می‌شد. اما امروزه سن اميد به زندگي به 70 سال و بالاتر رسيده است. از اين رو باید سعی شود آموزش‌های لازم برای افراد در سنین میانسالی ارائه شود تا در سنین سالخوردگی امید زندگی توام با سلامت داشته باشند. در كشورهايي مانند ژاپن و آلمان كه كشورهاي سالخورده‌اي هستند بالاترين توليد ناخالص داخلي را در اختيار دارند. براي آنكه مانند اين كشورها در زمان سالخوردگي جمعیّت اقتصاد پويايي داشته باشيم لازم است به شرايط فعلي جامعه توجه كنيم و نيازهاي جمعیّت جوان را مورد توجه قرار دهيم. محمدجلال عباسی‌شوازی، رئیس مؤسّسه‌ی مطالعات جمعیّتی کشور و نایب‌رئیس انجمن جمعیّت‌شناسی ایران در گفت و گو با شرق پاسخ مشخصي به دغدغه اين روزهاي مسئولاني كه سياست فرزندآوري را دنبال مي‌كنند مي‌دهد. پاسخي كه روشن مي‌كند راه پيش گرفته شده اساسا منتهي به مقصد نمي‌شود.

در سال 1360 بيش از 50 درصد از جمعیّت ما بين 15 تا 64 سال سن داشتند. برآوردها نشان مي‌دهد سهم اين گروه در سال 1430 به 64 درصد مي‌رسد؛ يعني در سال 1430 وضعيّت به مراتب بهتري نسبت به سال 1360 خواهيم داشت. علّت نگراني‌ها براي سالخودرگي جمعیّت از كجا نشات مي‌گيرد؟

بحث سالخودرگي جمعیّت در جاي خود قابل تامّل است، اما نگاه تك بعدي به اين مسأله قابل نقد است. اينكه به جای تحلیل و نگرش جامع در مورد ساختار سنی جمعیّت که شامل نوجوانان، جوانان، میانسالان و سالخوردگان است، تنها به فكر سالخوردگي جمعیّت در سال‌هاي آينده و يا در سال 1430 باشيم دیدی ناقص و تقلیل گرائی است. علاوه بر آن، هم اكنون بخشي از جمعیّت كشور سالخورده است با نيازهاي مخصوص به خود. از اين رو باید به جای نگرانی در مورد آینده سالخوردگان، به فکر تامین نیازهای آنان در حال حاضر باشیم. بخشي از سالخوردگان در نقاط روستايي زندگي مي‌كنند كه اغلب با نيازهاي اوليه روبرو هستند. ساختار جمعیّتی روستاها به هم خورده، و با توجه به مهاجرت‌های روستا به شهر، اكثر روستاها امكانات اندکی براي تامین نیازهای سالخوردگان در اختیار دارند. ساختار خانه‌های بهداشت روستائی و خدماتی که ارائه می دهند مربوط به دهه 60 و 70 است كه عمدتا خدمات مراقبت‌های مادر و كودك ارايه مي‌دهد. امروز ديگر آن نوع خدمات پاسخگوی نیازهای جمعیّتي كه در روستاها به سنین سالخوردگي رسيده‌اند، نيست. مهاجرت فرزندان روستاييان به شهرها، چهره روستاها را سالخورده كرده اما كماكان خدماتی که ارايه می‌شود تغييري نكرده، و حتی در بسیاری از روستاها خدمات بصورت مستمر ارائه نمی‌شود، و بهداشتیاران پزشکان خانوار روستائی در هفته یا هر دو هفته بازدیدی از خانه‌های بهداشت روستائی دارند. از سوي ديگر در شهرها نيز به‌رغم تحولاتي كه صورت گرفته، خدماتي كه بايد به طور طبيعي به سالمندان ارايه شود؛ وجود ندارد. چه خدمات بهداشتي و چه خدمات شهري مثل پياده‌روها، اتوبوس‌ها و متروها براي سالمندان مناسب نيست. بنابراين در هر زمان بايد سياست‌هاي خدمات شهري مناسب با ساختار جمعیّت باشد، و خدمات مناسب برای زیر گروههای جمعیّتی ارائه دهد. بر همين اساس است كه من معتقدم به جای نگراني‌هايي كه امروز براي سالخوردگي جمعیّت در آينده مطرح مي‌شود، بایستی به فکر برنامه ریزی و ارائه خدمات به سالخوردگان در حال حاضر بود، تا نهادهای لازم برای پاسخگوئی به نیازهای آینده سالمندان ایجاد شود.

پیش‌بینی‌های جمعیّتی نشان می‌دهد ایران در آينده با جمعیّتی سالخورده روبرو خواهد بود، به نظر شما این تغییر ساختار چه الزماتی بدنبال دارد؟

با توجه به کاهش شدید باروری در دهه‌های اخیر و نیز ساختار فعلی جمعیّت که بیش‌تر آن‌ها جوان هستند، در آینده نیز جمعیّتی که در معرض سالخوردگی قرار می‌گیرند سرعت بالايی خواهد داشت. با این‌حال باید توجه داشت که افرادی که در آینده به سن 60 سالگی می‌رسند، با افرادی که در دهه‌های گذشته به این سنین می‌رسیدند، وضعیت متفاوتی خواهند داشت. در گذشته سالخورده به كسي گفته مي‌شد كه به سن 60 سالگي مي‌رسيد. در آن زمان، افراد تحصیلات پايین‌تری داشتند. عمدتا به کارهای یدی و فیزیکی می‌پرداختند، و بنابراین قدرت فیزیکی آنان در سنین 60 سالگی ضعیف می‌شد و مهمتر از آن، این شاخص بر مبنای سطح اميد زندگي آن‌زمان که به مراتب پايین‌تر از سطح امروزی بود تعریف می‌شد. اما امروزه سن اميد به زندگي به 70 سال و بالاتر رسيده  و در برخي از كشورها اميد زندگي به مرز 80 سال رسیده است.  متخصصان جمعیّتی و بهداشت معتقدند که سن و شاخص‌های سالخوردگی باید باز تعریف شوند. به عنوان مثال، گفته می‌شود افراد 60 ساله امروز همانند 50 ساله‌های دهه 1350 هستند. بر این مبنا، در برخی از كشورهای اروپائی اين بحث دنبال مي‌شود كه سن بازنشستگی را بيش از اين به تاخير بيندازند .

Dr. Abbasi-Shavazi

نکته مهم دیگر این است که باید سعی شود آموزش‌های لازم برای افراد در سنین میانسالی ارائه شود تا در سنین سالخوردگی امید زندگی توام با سلامت داشته باشند. بر این اساس، با توجه به ساختار سنی جوان کشور، اگر برنامه‌هاي توسعه‌اي مناسبي را دنبال كنيم؛ جمعیّتي كه امروز در معرض كار است و در شرايط سني ايده‌آل قرار دارد، می‌تواند سالخوردگي موفقی در پیش داشته باشد. سوال این است که آیا با افزایش موالید می‌توان از سالخوردگی جمعیّت کاست؟ پاسخ این است که حتی در صورت افزایش موالید تعداد سالخوردگان در آینده کاهش نخواهد یافت. هرچند سياست‌هاي تسهیل فرزندآوري مطلوب و لازم است اما دو مقوله  فرزندآوری و سالخوردگی متفاوت بوده و هر کدام مستلزم برنامه‌ريزي‌هاي مجزا هستند.

من مشخّصاً اين پرسش را مطرح مي‌كنم كه آيا با توجه به شرايط حاضر ما بايد نگران آينده باشيم؟ به نظر شما در يك وضعيت بحراني قرار گرفته‌ايم؟

خير. اولا ساختار نسبي جمعیّت ايران در يك وضعيت استثنايي قرار دارد كه به فرصت طلائی و یا پنجره جمعیّتی تعبیر می شود، و به واسطه آن پتانسيل ارزشمندي براي اقتصاد هم در سطح كلان و هم در سطح خرد برای بهبود وضعيت زندگي فردي وجود دارد. اهميت ساختار سني در سطح كلان وجود جوانان و تحصيلكردگان بویژه درصد بالای زنان تحصیلکرده است. اگر بتوانيم از اين مولفه ها و موهبتهای جمعیّتی بدرستی استفاده كنيم، مي‌توانيم هم به رشد سرمايه‌گذاري و هم پس‌انداز اميد داشته باشيم، و به تبع آن رشد اقتصاد و بهبود شرايط زندگي مردم تامین خواهد شد. بهبود زندگي فردي نيز يعني كاهش نگراني براي تهيه مسكن و ساير هزينه‌هاي زندگي. در صورت تحقق این شرایط است که زوجین و خانواده ها می توانند ایده آلهای خود در زمینه ازدواج و فرزندآوری را تحقق بخشند. بنابراين به جاي آينكه نگران آينده باشيم بايد زمینه های استفاده از پتانسيل موجود را فراهم نمائیم.

با وجود در اختيار داشتن چنين پتانسيلي اما سطح رفاه زندگي به مراتب در سال‌هاي اخير بدتر شده است.

اگر وضعيت رفاه امروز را با 10، 20 يا سال‌های پيش از آن مقايسه كنيم، ملاحظه خواهيم كرد كه دو اتفاق افتاده است. از يك سو شرايط زندگي بسيار متفاوت از گذشته شده و در مجموع بهبودی در سطح زندگی و رفاه مردم صورت گرفته است، و از سوي ديگر سطح توقعات و انتظار افراد از زندگي نیز افزايش يافته است. به اين ترتيب شرايط زندگي با توجه به خدمات، ابزارها و تكنولوژي كه در اختيار خانوارها قرار گرفته ارتقا يافته است با اینحال ممکن است که سطح انتظارات مردم برآورده نشده و در نتیجه برخی احساس مي‌كنند که سطح رفاه آن‌ها کاهش یافته است. به عبارت دیگر، به طور واقعي سطح رفاه كاهش نيافته بلكه انتظارات مردم افزايش يافته است. انتظاراتي كه با واقعيت فاصله دارد. در گذشته تعداد خانوارهايي كه خودروي شخصي نداشتند؛ زياد بود، امكانات رفاهي ديگر نيز همانند آنچه امروز در اختيار است وجود نداشت اما مردم از زندگي خود رضايت داشتند. البته اين به مفهوم آن نيست كه مشكلاتي مانند بيكاري، كاهش قدرت خريد و ركود اقتصاد وجود ندارد اما همه اين‌ها را نمي‌توان به وضعيت بد رفاه اجتماعي تعبير كرد. با توجه به شرایط جدید، زوجین وضعیت واقعی خود را با انتظارات می سنجند و رفتارهای ازدواج و فرزندآوری خود را بر مبنای آن تنظیم می‌کنند.

راهكار استفاده از پتانسلي كه شما آن را پنجره جمعیّت تعبير مي‌كنيد چيست؟

امروز در سطح ملی و حتی بین المللی دو دیدگاه در مورد جمعیّت وجود دارد. يك نگرش تنها به تعداد جمعیّت نگاه مي‌كند و نگران كاهش نرخ جمعیّت است، و بر اساس آن افزايش مواليد يك اولويت تلقي مي‌شود. اما نگرش ديگري وجود دارد كه تنها كميت را هدف نمي‌داند و کیفیت جمعیّت و شاخص‌های آنرا نیز مد نظر قرار می‌دهد. بر مبنای این دیدگاه، بايد با توجه به نیازهای جمعیّتی، منابع موجود مدیریت شود.  ما اكنون در شرايطي قرار داريم كه سطح باروري كاهش يافته و سن ازدواج بالا رفته و در فرزندآوري‌ها تاخير ايجاد مي‌شود. در هر كشوري كه اين اتفاقات مي‌افتد تسهيلاتي براي کاهش یا برطرف کردن موانع ايجاد مي‌كنند. به عبارتي براي ازدواج آسان‌تر تدبيري مي‌انديشند. ايجاد اميد براي جوانان، فراهم كردن زمينه اشتغال مناسب و پايدار، و ايجاد شغل متناسب با رشته تحصيلي از جمله تدابيري است كه مي‌تواند در اين زمينه موثر واقع شود. بنابر این، سياست‌هاي حمایت از فرزندآوري در جاي خود لازم است اما در كنار آن بايد براي جمعیّت جوان و بهبود زندگي آن‌ها نيز تدبيری اندیشید.  ایجاد زمینه های اشتغال برای نیروی انسانی جوان تحصیلکرده بویژه زنان باسواد جامعه از اولویتهای فعلی جمعیّت برای استفاده از این فرصت طلائی موجود است.

بر اساس گفته‌هاي شما اين نگراني كه جامعه ما اگر سالخورده شود سقوط مي‌كند نگراني بي‌دليلي است.

بله. در دنياي امروز مي‌بينيد كه ژاپن و آلمان كشورهاي سالخورده‌اي هستند اما بالاترين توليد ناخالص داخلي را دارند. براي آنكه مانند اين كشورها در زمان سالخوردگي جمعیّت اقتصاد پويايي داشته باشيم لازم است به شرايط فعلي جامعه توجه كنيم و نيازهاي جمعیّت جوان را مورد توجه قرار دهيم. سرمایه گذاریهای اساسی و زیربنائی و نیز استفاده از نیروی انسانی موجود و فعال همراه با تغییر شیوه زندگی جوانان و میانسالان می‌تواند سالخوردگی فعال و توام با سلامت را برای جامعه آماده كند.

اهداف توسعه‌اي چه بايد باشد كه بتوان هر دو گروه جمعیّتي را مورد پوشش قرار داد و نهايتا سالخوردگي سالم و با پيامدهاي منفي حداقلي در سالمندي داشت؟

پروفسور ولفگانگ لوتز، جمعیّت شناسي اتريشي، مقاله‌اي را با عنوان “بهترين سياست جمعیّتي براي قرن 21” به نگارش درآورده كه در آن بیان می‌كند وضعيت جمعیّت در كشورهاي دنيا به نحوي است كه رشد جمعیّت كاهش يافته و اين رشد كم جمعیّت باعث تغيير ساختار جمعیّت شده است. سپس در پاسخ به اينكه بهترين سياست جمعیّتي برای آینده چه مي‌تواند باشد، مي‌گويد دو نوع نگاه به اين تغيير ساختار مي‌توان داشت. مي‌توان به تعداد جمعیّت توجه كرد و سياستهای افزايش تعداد جمعیّت را در دستور كار قرار داد. در اين ديدگاه فقط كميت مهم است. اما يك دیدگاه دومی نيز وجود دارد كه مي‌گويد به جاي تعداد جمعیّت بايد به ساختار جمعیّت توجه كنيم و منابع موجود را با توجه به ساختار جمعیّت و به نحوي كه بهبود زندگي مردم را تامين كند، مديريت كنيم. بر مبنای اين ديدگاه بايد بينيم منابعي كه در اختيار داريم چقدر است و با توجه به آن بهترين گزينه را متناسب به ساختار جمعیّت برگزينيم. در ادامه اين مقاله اشاره مي‌شود كه دو مقوله بهداشت و آموزش بهترين گزينه‌ها براي توسعه يا مديريت جمعیّت هستند. توسعه جمعیّت مستلزم افزايش سطح تحصيلات، بهبود كيفيت تحصيلات و افزايش سطح بهداشت است. یکی از ویژگیهای کیفیت تحصیلات ارائه آموزشهای  مورد نیاز بازار کار و ارتقاء مهارتهای آموزشی است، که فارغ التحصیلان و افراد تحصیلکرده بتوانند جذب بازار کار شوند. اگر بتوانيم هدف سياست‌هاي جمعیّتي را از اين ديدگاه تعريف كنيم مي‌توان گفت بهترين گزینه را براي ساختار جمعیّتي مان در نظر گرفته‌ايم.

برخي معتقدند اگر جمعیّت جوان شود مي‌تواند به پنجره جمعیّتی منجر شود، ولی به نظر لوتز ساختار سني جمعیّت كه جوان باشد به تنهائی نمي‌تواند به رشد اقتصادي منجر شود. وی تاكيد مي‌کند که‌جمعیّت جواني مي‌تواند رشد اقتصادي را نتيجه دهد كه كيفيت تحصيلي بالايي دارد. بنابراین، علاوه بر ساختار سني جمعیّت بايد به ساختار تحصيلي جمعیّت نيز توجه كنيم. هرچه ميزان تحصيلات جمعیّت و مهارت های آموزش آنان افزايش يابد؛ جمعیّتي سالم‌تر و قدرتمندتر خواهيم داشت.

سياست‌هاي فعلي جمعیّت را چگونه مي‌بينيد؟

سياست‌هاي جمعیّتي به برنامه‌هايي اطلاق مي‌شود كه در هر زمان با توجه به ساختار جمعیّت به بهبود زندگي منجر شود. تغيير سياست‌ها امري طبيعي است بنابراين در هر زمان با توجه به شرايط جمعیّتی، سیاستها نیز باید تغيير كند. سياست‌هاي كلي جمعیّت در ارديبهشت سال 1393 توسط مقام معظم رهبري در 14 بند ابلاغ شدند. بند اول این سیاستها به ارتقای پویایی، بالندگی و جوانی جمعیّت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی پرداخته است اما ساير بندها به مواردي همچون رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده، اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به‌ویژه در دوره بارداری و شیردهی، ارتقای امید به زندگی، تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیّت و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، به ‌ویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی‌های زیست محیطی و بیماری‌ها و … اشاره دارد. اين به معناي آن است كه جمعیّت ابعاد مختلفي دارد، و سیاستهای جامع جمعیّتی باید به همه جنبه های جمعیّت توجه داشته باشند.

در سیاستگذاری جمعیّتی بايد اين نكته را در نظر گرفت كه برنامه هاي جمعیّتي زمانبر هستند و بايد در طول زمان اجرا شوند. نمي‌توان  برنامه‌هاي جمعیّتي را در كوتاه‌مدت به سرانجام رسانيد، و به دنبال اثرگذاري كوتاه‌مدت بود. پایدار بودن سیاست‌ها و اهداف جمعیّتی بسیار مهم هستند. نكته ديگر اينكه سياست‌هاي جمعیّتي هزينه‌بر هستند و تنها با شعار نمی توان سیاستهای جمعیّتی را پيش برد. موافقت و داشتن اراده براي تغيير سياست‌ها اگرچه امري مهم است اما كافي نخواهد بود. شرط كافي براي آن در اختيار داشتن بودجه مناسب است. به طور مثال، قانون اعطاء وام ازدواج در سال‌هاي گذشته در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید ولی به دلائل مختلفی این قانون به مورد اجرا گذاشته نشد. در دولت يازدهم كه اين سياست اجرايي شد بخش اندكي از جامعه به آن دسترسي پيدا كردند. علاوه بر آن، سرمايه‌گذاري براي اشتغال نیز امري زمانبر است و اراده ملي مي‌خواهد. عزم ملي وجود دارد اما ساختار اقتصادي كشور و بودجه ضعيف مانع تحقق اين مهم شده است. اين‌ها برخی از الزامات سياست گذاري جمعیّتی است.

در سياست‌هاي كلّي جمعیّت كه از سوي مقام معظم رهبري ابلاغ شد؛ رئوس كلي سياست‌ها متنوع است و به ابعاد مختلفی پرداخته است.  اجراي تمام ابعاد آن مستلزم آن است که تمام بخش‌هاي مختلف جامعه براي تحقق اين اهداف اتفاق نظر داشته باشند. علاوه بر آن سياست‌هاي جمعیّتي چندبخشي است و صرفا وزارت بهداشت تنها عامل اجراي آن نيست. آموزش و پرورش، آموزش عالي، وزارت كار و تمام اركان اقتصاد كشور بايد براي عملياتي شدن سیاستهای جمعیّتی همراهي كنند.  مهمتر از آن، نبايد سياست‌هاي جمعیّتي را تنها به فرزندآوري معطوف كنيم. درست است كه جمعیّت کشور نبايد كاهش يابد و با شرايطي كه وجود دارد بايد از سرعت كاهش رشد جمعیّت كاست. برای مدیریت سالخوردگی جمعیّتی نیز نبايد روند سالخورده شدن جمعیّت را به صورت تك بعدي نگریست. خوشبختانه اميد زندگي در حال افزايش است و بايد شرايطي را فراهم كنيم كه دوران سالخوردگي توام با سلامت افزایش یابد. تجربه كشورهاي ديگر نيز نشان داده كه از جمعیّت سالخورده‌ استفاده مي‌كنند. در آینده، جمعیّت سالخورده تحصيلكرده خواهد بود و مي‌تواند با تكنولوژي پیشرفته كار كند. قطعا در آينده شرايطي فراهم مي شود كه سالخورده‌هاي آن روز نیز مي‌توانند خودشان بخشي از رشد اقتصاد آنزمان را رقم بزنند.

شما بهداشت و آموزش را براي داشتن سالخوردگي سالم دو آيتم بسيار مهم نام برديد. در سال‌هاي گذشته سيستم آموزشي كشور تغييرات زيادي را به چشم ديد. در نظام آموزش و پرورش خصوصي‌سازي سبب شد آموزش با كيفيت بالاتر به تدريج مختص به افراد مرفه‌تر جامعه شود. در بخش آموزش عالي نيز با تعدد بالاي دانشكده‌هاي علمي و كاربردي، پيام نور و حتي گستردگي شعبه‌هاي دانشگاه آزاد از كيفيت آموزش به شدت كاهش يافته است. در زمينه بهداشت نيز مي‌بينم بالاترين هزينه‌ها در سبد مصرفي خانوار به اذعان آمارهاي اعلامي بانك مركزي به اين بخش اختصاص دارد. با توجه به اين شرايط و در صورت تداوم اين روند چه تصويري از سالخوردگي ايران در سال‌هاي آتي داريد؟

افزایش سواد و تحصیلات و نیز بهبود وضعیت بهداشت در جامعه از عوامل مهم بهبود سرمایه انسانی در جامعه هستند. در گذشته اکثر جمعیّت کشور بی سواد بودند و تنها بخش کوچکی از جامعه به سواد و تحصیلات عالی دسترسی داشتند. ولی خوشبختانه در دهه‌های اخیر هم تعداد و هم درصد جمعیّت باسواد افزایش یافته و همین امر بر سرمایه انسانی جمعیّت کشور افزوده است. بهبود وضعیت بهداشتی نیز بر کیفیت زندگی و سلامت جمعیّت افزوده است.  با این‌حال باید در نظر داشت که توسعه کمی آموزش عالی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای اقتصادی و بازار کار در ایران باشد. رشد قارچ گونه و بدون ضابطه مراکز آموزشی ورشته های دانشگاهی بر کیفیت تحصیلات فارغ التحصیلان  و مهارت‌های آن‌ها تاثیر منفی دارد، و تنها افراد با مدرک بالا و به تبع آن توقعات بالا را در جامعه افزایش می‌دهد. بررسی این موضوع نیازمند بحث و گفتمان دیگری است.

منبع: تارنمای مؤسّسه‌ی مطالعات و مدیریّت جامع و تخصّصی جمعیّت کشور

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 18 بهمن 1395 ، 04:53
 

منوی اصلی سایت Main

صفحه‌­ی اصلی

موضوع

رویدادها

منابع

پیوندها

درباره­‌ی من

مترجم سایت Translate

خبرنامه News Letter

نام:

ایمیل:

کنفرانس‌ها Conference

Please wait while JT SlideShow is loading images...
Photo Title 1Photo Title 2Photo Title 3Photo Title 4Photo Title 5

آمار بازدیدکنندگان Visited

واژه‌نامه‎ی جمعیّت‌شناسی Online

English to Persian and Vice Versa, Click here

DemoPaedia, Click here

تازه‌های کتاب

روش‌های تحلیل جمعیّت‌شناختی: این کتاب توسّط سه تن از جمعیّت‌شناسان نامی علم جمعیّت‌شناسی یعنی فرحت یوسف، جو. ام. مارتین و دیوید ا. سوانسون در چهارده فصل به رشته‌ی تحریر درآمده و در سال 2014 توسّط انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شده است. دکتر حاتم حسینی و میلاد بگی کتاب را به زبان فارسی برگرداندند. ترجمه‌ی فارسی کتاب در 460 صفحه و شمارگان 1000 نسخه توسّط مرکز نشر دانشگاه بوعلی سینا در تابستان 1396 چاپ و منتشر شد. مطالب این کتاب به شیوه‌­ای سازمان یافته است که اجازه می‌دهد تا خوانندگان از یک سطح مقدّماتی به روش‎های پیشرفته‎تر تحلیل­‌های جمعیّت‎شناختی حرکت کنند. این رویکرد با در نظرگرفتن این نکته است که ممکن است کاربران ...

ادامه‌ی مطلب

نرم‌افزارهای جمعیّتی

MORTPAK for Windows (Version 4.3): The MORTPAK software packages for demographic measurement have had widespread use throughout research institutions in developing and developed countries since their introduction in 1988. Version 4.0 of MORTPAK included 17. Version 4.3 of MORTPAK enhanced many of the original applications and added 3 more to bring the total to 20 applications. The package incorporates techniques that take advantage of the United Nations model life tables and generalized stable population equations. The package has been constructed with worksheet-style, full screen data entry which takes advantage of the interactive ...

ادامه‌ی مطلب