مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاتم حسینی   
جمعه ، 29 آذر 1392 ، 05:59

مالتوزیانیسم و مارکسیسم: مارکس در مقابلِ مالتوسDr. Hatam Hosseini

دکتر حاتم حسینی


ماركس از منتقدين جدّی مالتوس بود. سال 1834 وقتی مالتوس درگذشت، تنها 16 سال از عمر ماركس گذشته بود، ولي جدال ميان اين دو براي مدّت زيادي تمام مكاتب اقتصادي و اجتماعي را تحت‌الشّعاع قرار داد (سووي 1357: 13). انتقاد ماركس از مالتوس تند و شديد بود. او مـي‌گفت: "... رسـاله‌ي مالتوس نوعي سرقت است. هيچ ايـده‌اي از خودش ندارد. تنها از منافع زمين‌داران دفاع كرده است. به‌طور كلّي، او هيچ علاقه‌اي به رفاه توده‌ها نداشته است" (اووربیک 1974: 74). در این‌جا تلاش می‌شود تا هرچند مختصر، وجوه اصلی اختلاف‌نظرهای مارکس و مالتوس به بحث گذاشته شود.

مارکس و مالتوس در جستجوی قوانین فقر

اختلاف نظر اساسی ماركس و مالتوس به ديدگاه آن‌ها در مورد منشاء فقر برمي‌گردد. مالتوس عامل اصلي بدبختي و عدم پيشرفت نوع بشر را تمايل و توانايي بيش از حدّ او به تولید مثل مي‌دانست. از نظر او نوع بشر، همانند اشكال ديگر زندگي، گرايش دارد به اين‌كه پيوسته بيش‌تر از مواد غذايي‌اي كه براي آن تدارك ديده شده است افزايش بيابد. اين امر به خاطر آن است كه توانايي انسان براي تولید مثل به مراتب بیش‌تر از توانایی زمین برای توليد وسايل و اسباب معيشت است. او استدلال نمود که چون غذا براي بشر ضروري است، بنابراین بيش‌جمعيّتي عامل اصلي محدوديّت مواد غذايي و اسباب معيشت خواهد بود. در نتیجه، بايد كنترل‌كننده‌اي قوي براي پیش‌گیری از افزايش جمعيّت به‌كار افتد، زيرا با توجّه به عدم تعادل پيش‌گفته شمار جمعيّت نمي‌تواند بيش‌تر از حدّاقل مواد غذايي لازم براي بقای خود رشد كند. استدلال مالتوس در اين زمينه مبتني بر قانون بازده نزولي بود. در واقع، مالتوس قائل به منشأ طبیعی فقر بود.

ماركس، برخلاف مالتوس، مبلّغ فلسفه‌ی اجتماعی فقر بود. او ریشه‌ی فقر و بدبختي گسترده‌ی طبقات كارگر را در سازمان نادرست و غلط جامعه و به‌طور كلّي نظام‌هاي طبقاتي و استثمار طبقات جستجو می‌کرد نه در قوانين طبيعي بيروني. به باور او، محدوديّت توليد وسايل و اسباب معيشت ریشه در نظام اجتماعي دارد نه در طبيعت. برخلاف مالتوس، كه اصول جمعيّت خود را جاودانه و جهاني مي‌دانست، ماركس معتقد بود كه هر الگوي توليد در تاريخ اصول جمعيّت خاصّ خودش را داشته است؛ اصولي كه تنها در محدوده‌هاي همان الگوي توليد اعتبار دارد (اووربیک 1974: 74) و تعیین‌‌کننده‌ی پیامدهای رشد جمعیّت در جامعه است (ویکس 1999: 88). در نتيجه، مرحله‌ي سرمايه‌داري نيز قانون جمعيّت خاصّ خود را دارد. این قانون بازتاب نظام خاصّ توليد سرمايه‌داري است*. بر اين اساس، ماركس بيش‌جمعيّتي را به عنوان مسأله‌اي مطلق و جهان‌شمول كه در تمام زمان‌ها و مکان‌ها صادق باشد درست نمي‌دانست، بلكه آن را زاييده‌ي نظام سرمايه‌داري و از عوارض آن مي‌دانست. بنابراین، معتقد بود كه با برقراري يك نظام اشتراكي مي‌توان خطر بيش‌جمعيّتي را به طور مطلق يا نسبي از بين برد (کتابی 1387: 225) و به اين ترتيب، بشريّت را از نگراني‌هاي مالتوسي رهانيد. مالتوس، برخلاف ماركس، بيش‌جمعيّتي را مانعي برطرف‌نشدني بر سر راه هر جامعه‌ي مبتني بر اصول سوسياليستي مي‌دانست. او بر این باور بود که اگر جامعه‌ي سوسياليستي تمام‌عياري شبيه آن‌چه گودوين وعده‌ي آن را داده بود تحقّق بيابد، مدّت زيادي دوام نخواهد آورد. در چنین جامعه‌ای، همه‌ی موانع بيش‌جمعيّتي از بين خواهد رفت. در نتيجه، شمار جمعيّت بسيار بيش‌تر از اسباب معيشت افزايش خواهد يافت و در نهايت منجر به فروپاشي جامعه‌ي سوسياليستي خواهد شد.

نظریه‌ی ارزش اضافی و مسأله‌ی جمعیّت

وجه ديگر اختلاف ماركس و مالتوس، به رويكرد آن‌ها به نظام حاكم بر جامعه و منافع طبقات حاكم برمي‌گردد. این نظر مالتوس که فقر منشاء طبيعي دارد و هیچ‌گونه اصلاحي در نظام اقتصادي و اجتماعي جامعه ضروری نیست، از دید ماركس در تأييد منافع طبقات حاكم بر نظام سرمايه‌داري بوده است. ماركس، بيش‌جمعيّتي را از طريق قوانين تاريخي توليد سرمايه‌داري تبيين مي‌كرد. نیروی محرّکه‌ی تولید سرمایه‌داری، به زعم مارکس، ارزش افزوده است. بر اساس این نظریه، بهره‌كشي عنصر ضروري و ارزش افزوده منشاء سود كارفرماست. او می‌گوید ذات سرمایه‌داری جستجوی سود است (آرون 1364: 170). در فرآیند تولید، علاوه بر ارزش کار که به صورت دستمزد به نیروی کار پرداخت می‌شود، کارگر ارزش اضافی‌ای ایجاد می‌کند که به صورت سود نصیب کارفرما می‌شود (متوسّلی 1382: 228). ارزش اضافی عبارت است از مقدار کار یا ارزشی که کارگر اضافه بر مدّت زمان لازم کار، یعنی اضافه بر مدّت زمانی که برای تولید ارزشی معادل با ارزش مزد خویش لازم دارد، تولید می‌کند (آرون 1364: 173). بنابراین، جمع كلّ ارزش‌هايي كه نصيب سرمايه‌دار مي‌شود، منحصراً بر حسب شمار كارگراني كه وي استثمار مي‌كند تعيين مي‌شود. مارکس با استفاده از مفاهيم سرمايه‌ي ثابت و متغيّر، چگونگي دست‌يابي كارفرما به ارزش اضافي را توضيح داد.

از نظر مارکس، ماشین‌ها یا مواد اوّلیه‌ی تولیدی به عنوان بخشی از سرمایه‌ی بنگاه‌های اقتصادی، سرمایه‌ی ثابت را تشکیل می‌دهند زیرا در فرآیند تولید تغییر نمی‌کند. منظور از سرمایه‌ی متغیّر حجم پولی است که جهت استخدام کارگران هزینه می‌شود و از این جهت متغیّر است که به نسبت به‌کارگرفتن نیروی کار افزایش یا کاهش می‌یابد. تمامی ارزش اضافی ناشی از سرمایه‌ی متغیّر است. نیروی کار منبع ارزش های اقتصادی است و تنها کالایی است که می‌تواند ارزش بیش‌تر ایجاد کند (قدیری اصلی 1376: 282). بنابراین، منافع كارفرما اقتضا مي‌كند كه بر سرمايه‌ي متغيّر بيافزايد، از سرمايه‌ي ثابت بكاهد و به این ترتیب با افزایش نسبت ارزش اضافی به سرمایه‌ی متغیّر، سود بیش‌تری عاید خود کند. در واقع، كارفرما براي تأمين بيش‌تر منافع خود ناگزیر است روش‌هاي كاربر را بر روش‌هاي سرمايه‌بر ترجيح دهد. اين تكاپوي كارفرما با يكي از تناقض‌های اصلي نظام سرمايه‌داري مواجه خواهد شد. او در عين‌حال بايستي از روش‌ها و اختراعات جديدي كه نتيجه‌ي پيشرفت‌هاي علمي و تكنيكي است استفاده كند، در غير اين‌صورت رقبا وي را از صحنه‌ي فعّاليت اقتصادي بيرون رانده و موجبات ورشكستگي او را فراهم مي‌آورند (کتابی 1387: 228، 1377: 28). در نتيجه‌ي اين فرآيند، بين نيروي کار كارگر و نيروي ماشين رقابتي سهمگين درخواهد گرفت كه نتيجه‌ي آن همانا شكست نيروي كار انساني است. برآيند اين وضعيّت به ‌وجود ‌آمدن يك اضافه ‌جمعيّت نسبي است كه آن را ارتش ذخيره‌ي كار ناميد و معتقد بود كه پيوسته بر طبقه‌ي كارگر فشار مي‌آورد، ميزان بيكاري را افزايش می‌دهد و سطح دستمزدها را پایین می‌آورد. در نتیجه، سهم سرمایه‌ی متغیّر از کلّ سرمایه رو به کاهش می‌رود و به‌تدریج میزان سود کاهش می‌یابد (آرون 1364: 177). شکل 1، چگونگی تشکیل ارتش ذخیره‌ی کار را در فرآیند توسعه‌ی صنعتی نشان می‌دهد.

 

شکل 1. چگونگی شکل‌گیری اضافه جمعیّت نسبی یا ارتش ذخیره‌ی کار

Fig 1

                                                                               منبع: اقتباس از کتابی (1387: 327، 1377: 32).

 

همانطور که می‌بینید، بخشی از کارگران شاغل در بخش صنعت (پ)، در جریان رقابت با فن‌آوری‌های جدید تولید بیکار می‌شوند و گروهی را شکل می‌دهند که در اصطلاح آن‌ها را ارتش ذخیره‌ی کار یا سپاه ذخیره‌ی صنعتی می‌نامد. گروهی نیز تا پایان فعّالیت اقتصادی‌شان همچنان به کار و فعّالیت خواهند پرداخت و در نهایت، با رسیدن به سنّ بازنشستگی از بازار کار و فعّالیت اقتصادی خارج می‌شوند (چ). گروهی از اعضای متعلّق به ارتش ذخیره‌ی کار (ت)، در صورت ضرورت و چنان‌چه سود کارفرما اقتضا کند، به کار دعوت خواهند شد. گروهی دیگر، ناگزیر بایستی شرایط سخت ناشی از بیکاری را تحمّل کنند و در نهایت به جرگه‌ی بازنشستگان ملحق شوند. با این‌حال، بازار کار همواره عرصه‌ی حضور نیروهای انسانی جدیدی است که پیوسته به سنین کار و فعّالیت اقتصادی می‌رسند و در جستجوی کار برمی‌آیند. این گروه در شکل 1، با حرف الف مشخّص شده‌اند. همه‌ی افراد جویای کار، لزوماً در بازار کار جذب نخواهند شد. بخشی از آن‌ها (ب) به خاطر ناکامی در یافتن کار و شغل به جرگه‌ی سپاهیان ذخیره‌ی کار می‌پیوندند.

از نظر ماركس، اين اضافه‌ جمعيّت نسبي و اين سپاه ذخيره‌ي صنعتي همواره مورد نياز رژيم سرمايه‌داري است. از طرفي، تأمين كننده‌ي نيروي انساني براي مواقع ضروري است. از سوي ديگر، يك اهرم فشار جهت تقليل دستمزدها و يا دست‌كم مهار توقّعات و درخواست‌هاي كارگران براي افزايش آن‌هاست. علاوه بر اين، سپاه ذخيره‌ي صنعتي منشاء افزايش جمعيّت نيز هست. بر همين اساس، ماركس مشكل بيش‌جمعيّتي را از لوازم و تبعات نظام سرمايه‌داري مي‌دانست نه ناشي از اصول جمعيّتي كه مالتوس بيان داشته بود. در واقع، افزایش شمار فقرا نه به خاطر آن است که شمار آن‌ها از وسایل و اسباب معیشت پیشی می‌گیرد، بلکه به خاطر آن است که سرمایه‌داران بخشی از دستمزد و کارشان را از آن‌ها می‌گیرند و ماشین را جایگزین آن می‌کنند. او استدلال می‌نمود که اضافه جمعیّت نتیجه‌ی تمایل سرمایه‌داران به داشتن یک سپاه ذخیره‌ی کار برای ایجاد رقابت و پایین ‌نگه‌داشتن دستمزدهاست. بنابراین، معتقد بود مسأله‌ي جمعيّت از نظم اقتصادي و اجتماعي موجود تفكيك‌پذير نيست و براي مبارزه با آن بايستي نظام سرمايه‌داري را از بين برد (کتابی 1377: 31، بوتول 1370: 317، اووربیک 1974).

 

منابع

آرون، ريمون .(1370)، مراحل اساسي انديشه در جامعه‌شناسي، ترجمه‌ي باقر پرهام، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي.

بوتول، گاستن .(1370)، اضافه جمعیت، ترجمه‌ی حسن پویان، تهران: انتشارات چاپخش.

سووي، آلفرد .(1357)، مالتوس و دو ماركس، ترجمه‌ي ابراهيم صدقياني، تهران: انتشارات اميركبير.

قدیری اصلی، باقر .(1376)، سیر اندیشه‌ی اقتصادی، چاپ نهم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران

كتابي، احمد .(1377)، درآمدي بر انديشه‌ها و نظريه‌هاي جمعيت‌شناسي، چاپ چهارم، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.

کتابی، احمد .(1387)، درآمدی بر اندیشه‌ها و نظریه‌های جمعیت‌شناسی، چاپ پنجم، ‌ویراست پنجم، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

متوسّلی، محمود .(1382)، توسعه‌ی اقتصادی، تهران: سمت.

Overbeek, J. (1974), History of Population Theories, Rotterdom University Press

Weeks, J.R. (2002), Population: An Introduction to Concepts and Issues, Seventh Edition, Wadsworth Publishing Company


*اگرچه از نظر ماركس هر الگوي توليد تاريخي اصول جمعيت خاصّ خود را داشت و مدّعی بود که نمي‌توان قانوني ابدي و جهان‌شمول در زمينه‌ي جمعيت به‌ دست داد، ولي او هيچ تلاشي جهت فرمول‌بندي يك قانون جمعيتي كه مناسب اشكال پيشين جامعه‌ي طبقاتي، بردگي و نظام دهقاني باشد صورت نداد. او صرفاً به تعريف اصول جمعيت ويژه‌ي جامعه‌ي سرمايه‌داري كه مشخّصه‌ي آن جايگزيني در سطح وسيع انسان به وسيله‌ي ماشين است پرداخت.

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 30 آذر 1392 ، 05:19
 

منوی اصلی سایت Main

صفحه‌­ی اصلی

موضوع

رویدادها

منابع

پیوندها

درباره­‌ی من

مترجم سایت Translate

خبرنامه News Letter

نام:

ایمیل:

کنفرانس‌ها Conference

Please wait while JT SlideShow is loading images...
Photo Title 1Photo Title 2Photo Title 3Photo Title 4Photo Title 5

آمار بازدیدکنندگان Visited

واژه‌نامه‎ی جمعیّت‌شناسی Online

English to Persian and Vice Versa, Click here

DemoPaedia, Click here

تازه‌های کتاب

روش‌های تحلیل جمعیّت‌شناختی: این کتاب توسّط سه تن از جمعیّت‌شناسان نامی علم جمعیّت‌شناسی یعنی فرحت یوسف، جو. ام. مارتین و دیوید ا. سوانسون در چهارده فصل به رشته‌ی تحریر درآمده و در سال 2014 توسّط انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شده است. دکتر حاتم حسینی و میلاد بگی کتاب را به زبان فارسی برگرداندند. ترجمه‌ی فارسی کتاب در 460 صفحه و شمارگان 1000 نسخه توسّط مرکز نشر دانشگاه بوعلی سینا در تابستان 1396 چاپ و منتشر شد. مطالب این کتاب به شیوه‌­ای سازمان یافته است که اجازه می‌دهد تا خوانندگان از یک سطح مقدّماتی به روش‎های پیشرفته‎تر تحلیل­‌های جمعیّت‎شناختی حرکت کنند. این رویکرد با در نظرگرفتن این نکته است که ممکن است کاربران ...

ادامه‌ی مطلب

نرم‌افزارهای جمعیّتی

MORTPAK for Windows (Version 4.3): The MORTPAK software packages for demographic measurement have had widespread use throughout research institutions in developing and developed countries since their introduction in 1988. Version 4.0 of MORTPAK included 17. Version 4.3 of MORTPAK enhanced many of the original applications and added 3 more to bring the total to 20 applications. The package incorporates techniques that take advantage of the United Nations model life tables and generalized stable population equations. The package has been constructed with worksheet-style, full screen data entry which takes advantage of the interactive ...

ادامه‌ی مطلب