مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاتم حسینی   
دوشنبه ، 31 ارديبهشت 1397 ، 11:47

روز ملّی جمعیّتDr. Foroutan

در گفت‌و‌گو با دکتر یعقوب فروتن

با توجّه به اینکه در 30 اردیبهشت سال 1393 سیاست‌های کلّی جمعیّت در ۱۴ بند از سوی مقام معظّم رهبری به روسای قوای سه گانه و همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی این روز (30 اردیبهشت ماه) به‌عنوان «روز ملی جمعیّت» نام‌گذاری شده است. گفتنی است این سیاست‌های کلّی جمعیّتی در تاریخ ۳۱ اردیبهشت همان سال از سوی معاون اوّل رییس جمهور به دستگاه‌های اجرایی کشور ابلاغ گردید. به‌منظور پاسداشت «روز ملّی جمعیّت» و آشنایی اجمالی با روند تحوّلات جمعیّتی ایران و جهان، گفت‌و‌گویی با دکتر یعقوب فروتن، جمعیّت‌شناس و دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران صورت گرفته که در ادامه می‌خوانید. گفتنی است که دکتر فروتن دارای دکترای جمعیّت‌شناسی از دانشگاه ملّی استرالیا و فوق دکتری از دپارتمان جمعیّت‌شناسی دانشگاه وایکاتو در کشور نیوزیلند می‌باشد. ایشان، علاوه بر فعّالیت‌های علمی و همکاری‌های پژوهشی در داخل کشور، عضو هیأت تحریریه‌ی چهار مجلّه‌ی تخصّصی بین‌المللی، رییس گروه مهاجرین آسیایی انجمن جمعیّت‌ آسیا، عضو افتخاری پژوهشی در دانشگاه سوئین بورن استرالیا و دانشگاه وایکاتو نیوزیلند، و نویسنده‌ی بیش از 20 مقاله‌ی انگلیسی در حوزه‌ی جمعیّت‌شناسی و جامعه‌شناسی جمعیّت است. ایشان، همچنین مدیر دفتر دانشگاهی مازندران انجمن جامعه‌شناسی ایران می‌باشد.

به‌عنوان اوّلين سؤال لطفاً بفرماييد اهمیّت و ضرورت توجّه و مطالعه‌ی جمعیّت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

با نام و یاد خداوند مهربان و با تشکّر از اینکه چنین فرصت ارزشمندی را فراهم آوردید تا درباره‌ی این موضوع مهم یعنی تحوّلات جمعیّتی گفت‌و‌گو کنیم. در واقع، اهمیّت و ضرورت توجّه و مطالعه‌ی جمعیّت را باید به‌طور خلاصه در ماهیّت جمعیّت جست‌و‌جو کرد. به‌طور کلّی، در طول تاریخ حیات بشر موضوع جمعیّت همواره به انگیزه‌های گوناگون مورد توجّه حکومت‌ها و ملّت‌ها بوده است که البتّه عمدتاً ناشی از انگیزه‌های نظامی و اقتصادی بود. امّا همچنان که شاهد هستیم، امروزه موضوع جمعیّت در سطوح مختلف مورد توجّه و بحث افکار عمومی قرار گرفته است. البتّه، این موضوع فقط به کشور ما محدود نمی‌شود چون امروزه در بسیاری از کشورهای جهان این توجّه به موضوعات جمعیّتی به شکل‌های گوناگون مشاهده می‌شود. در مجموع، این توجّه و حسّاسیت عمومی نسبت به مباحث جمعیّتی را باید به فال نیک گرفت. علّت آن را نیز می‌توان به‌طور خلاصه در اهمیّت بنیادین جمعیّت و ویژگی‌های جمعیّتی در بقاء و دوام یک جامعه و هویّت آن دانست. در عین حال، باید این نکته‌ی مهم را نیز در نظر بگیریم که ماهیّت جمعیّت و روندهای جمعیّتی به گونه‌ای است که با نگاه موسمی و مقطعی سازگار نیست بلکه مستلزم نگاه درازمدّت و علمی و کارشناسی است.

اجازه بدهید برای روشن‌تر شدن ماهیّت جمعیّت و مناسبات آن با هویّت از مثال ساده‌ای استفاده کنیم که اندیشمند بزرگ ایولاکوست مطرح کرده است. به عقیده‌ی وی، جمعیّت را می‌توان همچون گلوله‌ی برف کوچکی تلقّی کرد که از نوک قلّه به سمت پایین می‌آید. بدیهی است که این گلوله‌ی برفی در همان وضعیّت ثابت باقی نمی‌ماند بلکه به‌طور فزاینده‌ای بر حجم و قدرت آن افزوده می‌شود. این پدیده در علم جمعیّت‌شناسی اصطلاحاً گشتاور جمعیّتی(Demographic Momentum)  نامیده می‌شود. البتّه، این گشتاور جمعیّتی یا همان گلوله‌ی برفی لزوماً به یک شدّت عمل نمی‌کند بلکه در جوامع مختلف می‌تواند متفاوت باشد. حالا می‌توانیم از همین مثال ساده استفاده کنیم و ببینیم که روند تحوّلات جمعیّتی چگونه عمل می‌کند و چه نقش مهم و پیامدهای هویّتی داشته باشد. مثلاً، مطابق داده‌های بخش جمعیّت سازمان ملل متّحد، میزان رشد سالیانه‌ی جمعیّت (یعنی شتاب همان گلوله‌ی برفی و گشتاور جمعیّتی) در کشور اتیوپی برابر با دو و نیم درصد و در کشور فرانسه برابر با نیم درصد است. این تفاوت باعث شده است تعداد کلّ جمعیّت این دو کشور که در سال 1995 میلادی تقریباً یکسان بود (58 میلیون نفر)، امّا 15 سال بعد یعنی در سال 2010 میلادی، جمعیّت اتیوپی به 83 میلیون و جمعیّت فرانسه به 63 میلیون نفر افزایش یافت. ضمن آنکه، پیش‌بینی‌های جمعیّت‌شناسان سازمان ملل متّحد نشان می‌دهد که چنانچه این میزان فعلی رشد جمعیّت آنها ثابت بماند، که البتّه بسیار نیز محتمل است، در آن صورت در سال 2030، جمعیّت اتیوپی بیش از دو برابر جمعیّت فرانسه خواهد بود (به‌ترتیب 154 میلیون و 71 میلیون). مشاهده می‌کنیم که دو کشور که تعداد جمعیّت‌شان یکسان امّا آهنگ و روند رشد جمعیّت‌شان متفاوت است، پس از 35 سال تعداد جمعیّت یکی از آنها بیش از دو برابر جمعیّت آن دیگری می‌شود. نکته‌ی بعدی که به‌مراتب مهم‌تر است، این خواهد بود که ساخت و ترکیب جمعیّتی در چنین جوامعی بسیار متفاوت خواهد بود و به تبع آن طیف بسیار متفاوتی از نیازمندی‌ها و توانمندی‌ها را در ابعاد گسترده‌ی اقتصادی اجتماعی سیاسی پزشکی و بهداشتی و تغذیه در این دو دسته از کشورها شاهد خواهیم بود که می‌توانند بنیه‌های هویّت هر کشور را نیز به‌طور وسیع و عمیق تحت تأثیر قرار دهند.

از ديدگاه شما، مهم‌ترین تحوّلات جمعیّتي در ايران كدامند و این تحوّلات چه ویژگی‌ها و پیامدهایی را به‌همراه دارند؟

همچنان که می‌دانید در چند دهه‌ی گذشته کشور ما تحوّلات جمعیّتی چشم‌گیری را تجربه کرده است. عمق، شدّت و سرعت این تحوّلات جمعیّتی به‌عنوان یکی از نمونه‌های مثال زدنی در جهان محسوب می‌شود و به همین جهت مورد توجّه و علاقه‌ی جمعیّت‌شناسان در عرصه‌ی بین‌المللی نیز واقع شده است. مثلاً، بالاترین میزان رشد سالیانه‌ی جمعیّت که جهان تاکنون تجربه کرده است برابر با 2 درصد بوده است که در دهه‌های 1970-1980 میلادی رُخ داد، امّا کشور ما حتّی دو برابر آن میزان را نیز تجربه کرده است که مربوط به سال‌های 1355-1365 می‌باشد. جمعیّت ایران از حدود 20 میلیون نفر در اوّلین سرشماری در سال 1335 به حدود 80 میلیون نفر در جدیدترین سرشماری در سال 1395 رسیده است. متوسّط تعداد فرزند برای هر زن طیّ همین دوره‌ی زمانی از بالای 7 به حدود 2 فرزند رسیده است. به‌طور کلّی، طیف گسترده‌ای از عوامل اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی و بهداشتی در این تحوّلات جمعیّتی نقش دارند. به خاطر داشته باشیم که کشور ما طیّ دهه‌های اخیر شاهد تغییرات بزرگی بوده است: رژیم شاه، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، و غیره که همه‌ی اینها می‌توانند تأثیرات تعیین‌کننده‌ای بر روی هویّت جامعه داشته باشند و در تحوّلات جمعیّتی نیز مؤثر باشند. اجازه بدهید مروری بر تاریخ اخیر تحوّلات جمعیّتی کشورمان داشته باشیم و یک نمونه و مثال ذکر کنیم. همانند بسیاری از کشورهای جهان، تاریخ کشور ما نیز غالباً شاهد سیاست‌های افزایش جمعیّت بود تاجائی‌که حتّی در مجمع عمومی سازمان ملل متّحد در سال 1962 میلادی (1341 ه ش) در میان کشورهای آسیایی تنها سه کشور یعنی ایران و فیلیپین و لبنان به برنامه‌های کنترل جمعیّت رأی مخالف داده بودند. امّا پس از سرشماری سال 1345 و مشخّص شدن رشد زیاد جمعیّت یعنی 2/7 درصد، سیاست جمعیّتی حکومت تغییر کرد. برای اوّلین بار در کشور ما برنامه‌های مهار رشد جمعیّت و کنترل موالید در دوره‌ی شاه در سال 1346 شروع شد امّا نتایج سرشماری‌ها نشان داد که این اقدامات حکومتی در کاهش رشد جمعیّت تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای نداشته است. یکی از مهم‌ترین دلایل این ناکامی این بود که در آن دوره‌ی زمانی جامعه احساس می‌کرد که این نوع اقدامات با هویّت فرهنگی و دینی آن سازگار نیست و آن را نوعی مداخله در مشیّت الهی تلقّی می‌کرد. اهمیّت این نگاه زمانی بیش‌تر می‌شود که در نظر بگیریم این اقدامات از سوی رژیمی انجام می‌شد که مردم آن را به لحاظ هویّت دینی متزلزل می‌دانستند و به همین جهت شکّ و شبهه‌ی جامعه در سیاست‌های کنترل جمعیّت بیش‌تر شد. ضمن آنکه عوامل دیگری نیز به این امر کمک کردند. مثلاً در آن سال‌ها میزان باسوادی بسیار اندک بود و مهم‌تر آنکه بیش از نیمی از جمعیّت کلّ کشور ساکن مناطق روستایی بودند. بنابراین، می‌توان تصوّر کرد که این دغدغه‌های ناشی از هویّت دینی یعنی تلقّی‌کردن برنامه‌های کنترل موالید دوره‌ی شاه به‌عنوان نوعی مداخله در مشیّت الهی در آنها قوی‌تر بوده است. اجازه بدهید در همین‌جا اشاره کنیم به نظریه‌ی آلفرد سووی، جمعیّت‌شناس و اقتصاددان معاصر فرانسوی، یعنی همان کسی که برای اوّلین بار اصطلاح «جهان سوّم را وضع و مطرح کرد. وی تأکید می‌کند که اگرچه برنامه‌های رسمی از سوی حکومت‌ها و دولت‌ها می‌توانند بسیار مهم باشند امّا نباید از یاد ببریم که غالباً پیش از آن که برنامه‌های رسمی شروع شوند، خانواده‌ها تصمیم خودشان را درباره‌ی بُعد خانواده و تعداد فرزندان گرفته‌اند نه بعد از آن. بنابراین، در چارچوب این سازگاری بین جمعیّت و هویّت که از سوی جامعه احساس و ادراک می‌شود، حکومت‌ها و دولت‌ها نیز می‌توانند وارد عمل و مثمر ثمر شوند و زمینه‌های مناسب و تسهیلات لازم را فراهم کنند.

چه راهكارهايي را در زمینه‌ی سیاست‌گذاری‌های جمعیّتی پيشنهاد می‌کنید؟

سئوال بسیار مهم و اساسی مطرح کردید که البتّه از پیچیدگی‌های خاصّی نیز برخوردار است و به فرصت بیش‌تری نیاز دارد. علی ایحال، به‌طور خلاصه، یکبار دیگر به نکته‌ای که در ابتدای این گفت‌و‌گو مطرح کردیم، تأکید می‌کنم. به این معنا که در این زمینه‌ها ضرورت دارد تا دیدگاه علمی و کارشناسی و بلند‌مدّت مبنای کار قرار گیرد چون به ما کمک می‌کند تا مجموعه‌ی واقعیّت‌ها را ببینم و برای آینده نیز واقع‌بینانه برنامه‌ریزی و اقدام کنیم، فرصت‌های بهتر و بیش‌تری فراهم آید تا کسانی که به‌عنوان متخصّص جمعیّت‌شناس یا سایر تخصّص‌های مربوطه صاحب دانش و تجربه هستند، بتوانند تأثیرگذار باشند و در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، نظرات تخصّصی و کارشناسی آنها نیز لحاظ شود. نکته‌ی مهم دیگر اینکه، یکی از ویژگی‌های بحث و بررسی‌های جمعیّتی که از نگاه علمی و کارشناسی بهره‌ای ندارد این است که صرفاً به بُعد کمّی و کمّیت جمعیّت محدود می‌شود و بُعد کیفی و کیفیّت جمعیّت در حاشیه و در سایه قرار می‌گیرد یا اساساً مغفول می‌‎ماند. این نوع ناقص‌بینی با نگرش علمی و کارشناسی مغایرت دارد چون نگرش علمی یک نگاه همه‌جانبه و جامع و بلند‌مدّت است. از نظر یک متخصّص علم جمعیّت، کیفیّت جمعیّت نیز بسیار مهم و تعیین‌کننده است. یعنی دغدغه‌ی ما نباید صرفاً محدود شود به اینکه حجم و تعداد جمعیّت چند نفر باشد. بلکه این موضوع نیز بسیار مهم است که کیفیّت این جمعیّت از نقطه‌نظر شاخص‌های سلامت و بهداشت، آموزش و تحصیلات، اشتغال و کار، مسکن، حمل و نقل و بسیاری موارد دیگر چگونه است. اینها از ویژگی‌های بنیادین یک نگرش علمی، کارشناسی و تخصّصی است. مشاهده می‌کنید که حتّی صرف بیان و مطرح کردن این واقعیّت‌های جمعیّتی بر پایه‌ی یک رویکرد علمی و تخصّصی می‌تواند احتمالاً یک نوع احساس آرامش واقع‌بینانه را به جامعه منتقل کند و یقیناً اقدامات عملی بر پایه‌ی چنین رویکرد علمی و تخصّصی می‌تواند تأثیرات به‌مراتب وسیع‌تر و عمیق‌تری در سطح جامعه داشته باشد.

ضمن تشکّر از مباحث شما، در پایان، لطفاً به جمع‌بندی از مطالب خود بپردازید

اجازه بدهید که بخش پایانی این گفت‌و‌گوی خودمان را به یک مفهوم و اصطلاح علمی و تخصّصی مرتبط کنیم که می‌تواند در جمع‌بندی مطالب این گفت‌و‌گو نیز بسیار مفید باشد. در علم جمعیّت‌شناسی، اصطلاحی داریم که از آن تحت عنوان «پنجره‌ی جمعیّت‌شناختی فرصت» یا «هدیه‌ی جمعیّت‌شناختی» نام می‌بریم و مربوط به ساخت و ترکیب سنّی جمعیّت یک کشور است. به این معنا که در کشورهایی مثل کشور ما که یک نسبت قابل‌ملاحظه‌ای از جمعیّت آن را جوانان و افراد واقع در سنین فعّالیت اقتصادی تشکیل می‌دهند، در واقع یک پنجره‌ای به روی این دسته از کشورها گشوده می‌شود و به‌طور بالقوّه از یک فرصت و هدیه‌ی استثنایی بهره‌مند می‌شوند که می‌توان از این نیروهای جوان و بالقوّه فعّال اقتصادی برای توسعه و بهبود جامعه استفاده کرد. در همین‌جا خوب است که مجدداً یادی کنیم از پروفسور جک گلدستون که در سال 2012 میلادی در کتاب ارزشمند خویش تحت عنوان «جمعیّت‌شناسی سیاسی» به همین نکته یعنی ورود به مرحله‌ی بهره‌مندی از پنجره‌ی جمعیّت‌شناختی فرصت اشاره می‌کند که شامل کشور ما نیز می‌شود. به‌عقیده‌ی وی، خوشبختانه تعدادی از کشورهای پرجمعیّت در جهان شامل مکزیک، برزیل، ترکیه، ایران، ویتنام، چین، اندونزی در حال ورود به یک «مرحله‌ی شیرین» گذار جمعیّتی یا مرحله‌ی بهره‌مندی از پنجره‌ی جمعیّت‌شناختی فرصت هستند به‌طوریکه بخش عمده‌ی جمعیّت این کشورها در چند دهه‌ی آینده بر روی سنین کار و فعّالیت اقتصادی متمرکز خواهد بود. بر همین اساس، وی چنین پیش‌بینی می‌کند که در دهه‌های آتی، این کشورها موتور محرّکه‌ی اصلی اقتصاد جهان در طول 30 تا 40 سال آینده خواهند بود. این وضعیّت جمعیّت‌شناختی کاملاً بر کشور ما صدق می‌کند زیرا در حال حاضر میانه‌ی سنّی جمعیّت در کشوری مانند ژاپن حدود 46 سال است یعنی نیمی از جمعیّت کلّ این کشور بالاتر و مسن‌تر از این سن و نیم دیگر نیز پایین‌تر و جوان‌تر از این سن 46 سالگی هستند. در حالی‌که میانه‌ی سنّی جمعیّت کشور ما به‌مراتب جوان‌تر یعنی حدود 30 سال است. البتّه، باید واقع‌بین باشیم و دقّت داشته باشیم که این پنجره‌ی جمعیّت‌شناختی برای همیشه باز باقی نمی‌ماند و این فرصت و هدیه‌ی جمعیّتی برای همیشه موجود نخواهد بود، همان‌طوری‌که فصل گل و بلبل بهاری نیز برای همیشه ماندگار نیست و لاجرم جای خود را به فصل خزان و برگریزان پاییزی خواهد داد. بنابراین، بهتر است که این بهار جمعیّتی یعنی همین پنجره‌ی جمعیّت‌شناختی فرصت را قدر بدانیم و از آن بهره بگیریم که البتّه نیازمند برنامه‌ریزی‌ها و مدیریّت‌های مدبّرانه، به‌ویژه در سطوح کلان جامعه، است که برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن را در جریان همین گفت‌و‌گو اشاره کردیم که در صدر آنها، نگاه علمی و تخصّصی و بهره‌مندی بیش‌تر از متخصّصان کشور از جمله جمعیّت‌شناسان است که دانش و تجربه‌ی لازم را دارند. در پایان، امیدواریم که این مباحثی که به اجمال در این گفت‌و‌گو مطرح کرده‌ایم بتواند در حدّ خود زمینه‌ی مناسبی را برای بررسی علمی تحوّلات جمعیّتی و خانواده در ایران فراهم آورده باشد و مجدداً از اینکه چنین فرصت ارزشمندی را فراهم آوردید، سپاسگزارم و همگی را به خداوند مهربان می‌سپارم.

منبع: تارنمای دانشگاه مازندران

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 31 ارديبهشت 1397 ، 12:20
 

منوی اصلی سایت Main

صفحه‌­ی اصلی

موضوع

رویدادها

منابع

پیوندها

درباره­‌ی من

مترجم سایت Translate

خبرنامه News Letter

نام:

ایمیل:

کنفرانس‌ها Conference

Please wait while JT SlideShow is loading images...
Photo Title 1Photo Title 2Photo Title 3Photo Title 4Photo Title 5

آمار بازدیدکنندگان Visited

واژه‌نامه‎ی جمعیّت‌شناسی Online

English to Persian and Vice Versa, Click here

DemoPaedia, Click here

تازه‌های کتاب

روش‌های تحلیل جمعیّت‌شناختی: این کتاب توسّط سه تن از جمعیّت‌شناسان نامی علم جمعیّت‌شناسی یعنی فرحت یوسف، جو. ام. مارتین و دیوید ا. سوانسون در چهارده فصل به رشته‌ی تحریر درآمده و در سال 2014 توسّط انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شده است. دکتر حاتم حسینی و میلاد بگی کتاب را به زبان فارسی برگرداندند. ترجمه‌ی فارسی کتاب در 460 صفحه و شمارگان 1000 نسخه توسّط مرکز نشر دانشگاه بوعلی سینا در تابستان 1396 چاپ و منتشر شد. مطالب این کتاب به شیوه‌­ای سازمان یافته است که اجازه می‌دهد تا خوانندگان از یک سطح مقدّماتی به روش‎های پیشرفته‎تر تحلیل­‌های جمعیّت‎شناختی حرکت کنند. این رویکرد با در نظرگرفتن این نکته است که ممکن است کاربران ...

ادامه‌ی مطلب

نرم‌افزارهای جمعیّتی

MORTPAK for Windows (Version 4.3): The MORTPAK software packages for demographic measurement have had widespread use throughout research institutions in developing and developed countries since their introduction in 1988. Version 4.0 of MORTPAK included 17. Version 4.3 of MORTPAK enhanced many of the original applications and added 3 more to bring the total to 20 applications. The package incorporates techniques that take advantage of the United Nations model life tables and generalized stable population equations. The package has been constructed with worksheet-style, full screen data entry which takes advantage of the interactive ...

ادامه‌ی مطلب